در توضيح آن مىگوييم : مهرههاى كمرى براى نگه دارى آنچه ( از مهرهها و . . . ) بر آن استوار است به بزرگى بيشتر بدنه و استحكام بيشتر مفصلهاى آن احتياج دارد و به تعداد گودىها و برآمدگى ( تكمهها ) مفصلى بيشترى نياز دارد ، لذا زوايد مفصلى مهرههاى كمرى دو چندان گرديده بدين ترتيب مىبايد مهره دوازدهم مجاور آن نيز بدان شباهت پيدا نمايد ، در نتيجه زوايد مفصلى آن نيز دو چندان مىباشد ، بنا بر اين آن مقدار از مواد كه مىبايد در ساخت بالهاى آن هزينه شود در بافت آن زوايد مصرف گرديد ، سپس پهناى مهره دوازده طورى افزايش يافت كه گويا به بال شباهت پيدا نموده است ، پس در آفرينش اين مهره ، هر دو فايده « 1 » با هم گرد آمده است ، انتهاى پرده حاجز ( ديافراگم ) به مهره دوازدهم متصل مىگردد .
كوچكى « 2 » مهرههاى بالاى مهره دوازدهم آنها را از اين گونه استحكام در افزايش زوايد مفصلى بىنياز نموده است ، بلكه بزرگى زوايد خارى و بالهايى كه از آنها مىرويد ، تنه مهرهاى را از آن ( دو چندان بودن زوايد مفصلى ) منصرف نموده است .
از آنجا كه مهرههاى سينهاى از مهرههاى گردنى بزرگتر مىباشد ، سوراخهاى مشترك ( خروجى اعصاب ) كه بين دو مهره سينهاى تقسيم شده ، مساوى نمىباشند ، بلكه به صورت پلكانى اندك اندك مىگردد بدين صورت كه در جرم مهره فوقانى افزوده « 3 » و از جرم مهره تحتانى كاسته شده « 4 » تا جايى كه هر سوراخ بطور كامل در يك مهره سينهاى قرار داده شود و انتهاى آن ( اشتراك سوراخ خروجى اعصاب در دو مهره ) تا مهره دهم ادامه دارد ، ليكن جرم بقيه مهرههاى پشت ( از مهره دهم سينهاى به بعد ) و مهرههاى كمرى اين تحمل را دارند تا بدنه آنها تمام سوراخ را در خود جاى دهند ، در مهرههاى كمرى ، سوراخ راست و سوراخ چپ براى خروج عصب وجود دارد .
هامش
( 1 ) دو فايده : 1 . استحكام دندهها ؛ 2 . حفاظت از اعضاى بدن .
( 2 ) در نسخه بولاق « عرضها » داشت كه طبق نسخه آملى و جيلانى ( صغرها ) ترجمه گرديد .
( 3 ) در نتيجه ، قوس سوراخ در آن كوچكتر مىباشد ، زيرا آن مهره از مهره زيرين خود كوچكتر است .
( 4 ) در نتيجه ، قوس سوراخ در آن بزرگتر مىباشد ، زيرا جرم مهره بزرگ تحمّل پذيرش بيشتر سوراخ را در خود دارد .