تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
آن دو برآمدگى به سمت بالا بيايد و ديگرى ( در گودى ) فرو نشيند سر به سمت فرو رفته كج مىگردد ( بدين صورت سر به سمت چپ و راست حركت مىنمايد . ) از آنجا كه مفصل دوم ديگر نمىتواند بر اين مهره ( اول ) قرار گيرد ، براى آن مهره ديگرى جداگانه لحاظ شده و آن مهره بعدى ( يعنى دوم ) است ، لذا از طرف قدامى درون اين مهره ( بعد از رشته نخاع ) زايده‌اى « 1 » بلند و سفت روييده كه جلوى نخاع ( و هم گام با آن ) به درون سوراخ مهره اول وارد شده و از آن عبور مىكند ، پس در واقع سوراخ مهره اول مشترك بين آن دو ( نخاع و زايده ) مىباشد ، از اين رو ( شكل ) سوراخ مهره اول از عقب به جلو كشيده‌تر از راست به چپ است ، زيرا فضاى اشغال شده از سوراخ توسط اين دو عبوركننده ، به مراتب بيشتر از يك عبور كننده مىباشد ، ( پس در واقع ) عرض اين سوراخ تنها به اندازه بزرگ‌ترين آن دو عبور كننده ( يعنى نخاع ) تعريض گرديده است . « 2 » اين زايده را دندانه مىنامند ، و رشته نخاعى مجاور آن توسط انبوهى از رباطهاى محكم پوشيده شده تا بخش زايده از بخش نخاعى آن جدا گردد ، و استخوان دندانه‌اى نخاع را تحت فشار قرار ندهد و با حركت خود به پرده آن شكاف وارد نكند . سپس اين زايده ( پس از عبور ) از ميان مهره اول ، برآمده و در گودى استخوان سر فرو مىرود و گودى استخوان سر آن را در حلقه خود مىگيرد و بدين وسيله سر از جلو به سمت عقب حركت مىنمايد . « 3 » رويش زايده دندانه‌اى در ناحيه قدامى مهره ، براى دو فايده مىباشد :
هامش
( 1 ) دومين مهره گردنى يا آكسيس داراى يك زايده ميخ مانند به نام زايده « ادونتوئيد -Odontoidprocess» است كه از سطح فوقانى تنه به طرف بالا برآمده شده ، با مهره اطلس مفصل مىشود . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 26 ) ( 2 ) بنا بر اين شكل مهره نخست گردن دايره نمىباشد ، بلكه تقريبا به شكل حلقه بيضوى است . ( 3 ) در آناتومى گفته مىشود : مفصل دو مهره اول گردن ، اطلس و آكسيس ( جزء دسته مفاصل مسطح مىباشند ) به وسيله چهار رباط نگاه دارى مىشود ( رباط قدامى ، خلفى ، و دو پهلويى ) . مفصل پس سر با آكسيس بطور غير مستقيم مربوط مىشود ؛ يعنى سطح مفصلى با يكديگر ندارند بلكه به وسيله اوتار وصل مىباشند . سه رباط ديگر ( يك ميانى و دو رباط پهلويى ) . . . به راس زايده ادونتوئيد ( دندانه‌اى ) وصل مىگردد . ( گزيده از كتاب قرآن و دانش پزشكى ، دكتر ملائك ، ص 218 )