زوايد خارى مهرههاى سينهاى يك اندازه نمىباشند ، زيرا آنهايى كه اعضاى شريف بدن « 1 » را در بر گرفته بزرگتر و از بافت محكم ترى بر خوردار است و بالهاى مهرههاى سينهاى از بالهاى مهرههاى ديگر به علت پيوند دندهها به آنها سختتر مىباشند « 2 » و هفت مهره فوقانى از مهرههاى سينهاى ، داراى زوايد خارى بزرگ و بالهاى پهن مىباشند تا از قلب نهايت حفاظت را به عمل آورند و چون جرم اين بخش از مهرههاى سينه در اين زمينه صرف شده ( براى ايجاد تعادل ) زوايد مفصلى بالاروى آنها از پهناى كوتاه ترى بر خوردار مىباشند
مهرههاى وراى مهره دهم « 3 » زوايد مفصلى بالاروى آنها داراى گودىهاى پيوند ( رويههاى مفصلى ) مىباشند و زوايد پايين رو برآمدگىهايى از آنها بروز مىنمايد كه در گودىها خوش اندام مىگردد و زوايد خارى آن به سوى پايين كشيده مىشود و خارهاى مهره دهم ، راست و سر آن مدوّر و گرزى شكل مىباشد « 4 » و زوايد مفصلى بالاروى آن از هر دو كناره داراى گودىهايى بدون برآمدگى مىباشد و از بالا و پايين با هم پيوند مىخورند « 5 » سپس برآمدگىهاى مهره زيرين دهم ( يازده و دوازده ) به سمت بالا و گودىهاى آن به سمت پايين مىباشد و خارهاى آن ( خلاف مهرههاى وراى دهم ) به طرف بالا برجسته مىباشد . به زودى فوايد همه آنها را يادآور مىشويم . مهره دوازدهم سينهاى فاقد بالها ( زوايد عرْضى ) مىباشد ، زيرا آن نياز بسيار كه به لحاظ دندهها احساس مىگرديد در اين مهره منتفى مىباشد « 6 » و درباره جنبه حفاظتى آنها ( بالها ) نيز راه ديگرى انديشه شده كه علاوه بر حفاظت ، فايده ديگرى نيز بر آن مترتب است .
هامش
( 1 ) مانند قلب ، ريه و رگ جهنده بزرگ .
( 2 ) تا دچار شكستگى نگردند .
( 3 ) يعنى مهرههاى اول تا نهم سينهاى .
( 4 ) اين ترجمه طبق اين عبارت از نسخه مىباشد « سناسنها منتصبة مقبّبة » .
( 5 ) در روى زوايد عرضى رويههاى مفصلى براى مفصل شدن با تكمههاى دندهاى ديده مىشود ( مهره 11Tو 12Tفاقد اين سطوح بر روى زوايد عرضى مىباشند ) . ( ضروريات آناتومى اسنل ، ص 26 )
( 6 ) زيرا دنده آخر ( دنده مواج ) كوچك مىباشد لذا نياز به استحكام شديد ندارد .