بنا بر اين هر صنفى از ساكنان سرزمينهاى مسكونى زمين ، داراى مزاج خاصى مىباشند كه با آب و هواى آن سرزمين ، سازگار مىباشد ، و براى آن نيز عرصهاى دربرگيرنده دو طرف افراط و تفريط است .
( اعتبار چهارم ) محدوده داخلى مزاج صنف كه حد وسط بين دو طرف افراط و تفريط مزاج آن سرزمين مىباشد كه معتدلترين مزاج ساكنان آن صنف ، محسوب مىگردد .
( اعتبار پنجم ) اين بخش از مزاج از اعتبار اول ( مزاج نوع ) ، و اعتبار سوم ( مزاج صنف ) ، محدودتر مىباشد ، آن اعتدال مزاجى است كه يك شخص معين براى زندگى و تندرستى بايد از آن برخوردار باشد ، اين نيز دامنهاى منتهى به دو طرف افراط و تفريط دارد .
بايد بدانيد شخصى كه مزاج خاص به خود را دارد ، شباهت و يا مشاركت او با شخص ديگرى از لحاظ مزاج ، نادر و يا غير ممكن است « 1 » .
( اعتبار ششم ) اين بخش نيز حدّ وسط بين دو طرف افراط و تفريط مزاج شخص است ، و آن اعتدال مزاجى است كه هرگاه براى شخصى به وجود آيد ، در بهترين حالت مزاجى كه شايسته اوست ، قرار مىگيرد .
( اعتبار هفتم ) اعتدال مزاجى است ، كه هر يك از اعضاى بدن دارا مىباشد ، و با عضو ديگر در آن مزاج ، مغايرت دارد ، بنا بر اين ، اعتدال مزاج استخوان ، در اين است كه از خشكى بيشترى برخوردار باشد ، و مغز بايد رطوبت بيشترى داشته باشد ، و قلب گرمى در آن بيشتر باشد ، و عصب بايد سردى بيشترى داشته باشد ، ( و سلامتى اعضاى بدن به حفظ اين اعتدال مزاج مىباشد ) . اين مزاج نيز داراى دامنهاى محدود به دو حد افراط و تفريط است ولى دامنه اين مزاج از دامنه مزاجهاى گذشته كمتر است .
( اعتبار هشتم ) اين اعتدال مزاج ، خاص هر عضوى است تا در بهترين حالت از مزاج باشد ، و آن حد وسط بين افراط و تفريط مىباشد ، و آن ، مزاجى است كه هرگاه براى عضوى حاصل شود ، در بهترين حالت از مزاجى كه شايسته آن است ، قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) با اين كه مفردات تشكيل دهنده مزاج محدود است ( چهار كيفيت ) دو نفر از افراد بشر مزاج برابر ندارند مانند چهره انسانها و يا خطوط بند انگشت آنان ( با اين كه مكان محدودى است ) دو نفر در دنيا با هم شباهت ندارد .