تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
8 . مزاج به اقتضاى عضو ، نسبت به حالات گوناگون خود آن عضو . ( اعتبار اول ) اعتدال مزاج نوع انسان ، نسبت به ساير موجودات ، اين اعتدال ، دامنه‌اى گسترده دارد ، و به محدوده‌اى خاص منحصر نمىگردد ، « 1 » هر چند در نهايت داراى حد و مرز است و آن دو حد افراط و تفريط مىباشد كه با بيرون رفتن از آن ، مزاج انسانى بطلان مىپذيرد . ( اعتبار دوم ) محدوده داخلى مزاج نوع ، كه عرصه گسترده‌اى بين دو حد افراط و تفريط مىباشد . اين مزاج در شخصى در نهايت اعتدال ، از صنفى كه در نهايت اعتدال قرار دارد ، در سنى كه به رشد كامل رسيده ، تحقق دارد ، كه اين نوع از اعتدال مزاج نيز به ندرت در عالم خارج مشاهده مىگردد ، اگرچه از نظر امتناع ، مانند اعتدال حقيقى ، كه در ابتداى گفتار بدان اشاره شد ، نمىباشد . اين انسان ، با اين خصوصيت از اعتدال مزاج به اعتدال حقيقى ياد شده نزديك است ، نه هرطور كه باشد ، بلكه به اين صورت كه اعضاى گرم او ، مانند : قلب ، و سرد او ، مانند : مغز وتر او ، مانند : كبد و خشك او ، مانند : استخوان‌ها ، با يكديگر در تعامل باشند ، پس هرگاه به تعادل و برابرى رسيدند ، به اعتدال حقيقى نزديك شده‌اند . « 2 » ليكن اگر اعتدال مزاج به اعتبار خود عضو در نظر باشد ، هرگز آن اعتدال بر قرار نبوده ، مگر تنها در خصوص يك عضو ، و آن پوست بدن است ، كه درباره آن توضيح خواهيم داد . درباره ارواح و اعضاى رئيسى بدن ، هرگز امكان نزديكى آنها به اعتدال حقيقى وجود ندارد ، بلكه آنها از اعتدال حقيقى بطور قطع بيرون هستند ، و به سوى گرمى و رطوبت گرايش دارند ، زيرا قلب و روح كه منشأ حيات هستند ، به سبب وابستگى حيات به گرمى ، به شدت به گرمى گرايش دارند ، و رشد و نمو به رطوبت متقوّم مىباشد ، بلكه در واقع گرمى نيز بر رطوبت متقوّم بوده ، و از آن اغتذا مىكند .
هامش
( 1 ) تمام اشخاص انسان به شرط آن كه از حدود مزاج انسانى خارج نباشند ( معناى حدّ و مرز ) داخل اين دامنه قرار مىگيرند . ( 2 ) پس مزاج جمله بدن نه تك تك اعضاى آن ، از نوعى اعتدال برخوردار مىباشد .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 304 | أبو علي سينا / عليرضا مسعودى