تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
كيفيات ) اصلًا وجود خارجى ندارد ، چه رسد به اين كه مزاج انسان ، يا عضوى از بدن او باشد . و بايد بداند كه واژه « معتدل » در استعمال طبيبان ، مشتق از تعادل ( عِدل ) به معناى توازن و تساوى نمىباشد ، بلكه در اصطلاح ايشان از عَدل در تقسيم ، مشتق است و آن بهره برى كامل آميزه - چه همه بدن باشد يا عضوى از آن - از عناصر به لحاظ كيفى و كمى است ، آن بهره‌اى كه به اعتبار اعدليت در تقسيم و نسبت « 1 » ، در مزاج انسان ، لايق است ، ولى گاه همين بهره ورى كه به سر حد وفور در مزاج انسان رسيده ( يعنى اعتدال مزاج به اصطلاح طبيبان ) بسيار به اعتدال حقيقى اولى ، نزديك شده است ( زيرا انسان اشرف موجودات مىباشد ) .

« اعتبارات هشتگانه مزاج »

اين اعتدال مزاج « 2 » مورد اعتبار طبيبان نسبت به بدن‌هاى مردم نيز داراى وجوه هشت گانه اعتبارى است ، آن اعتدال مزاجى كه غير از انسان از آن بهره‌اى ندارد و آن نزديكى به اعتدال حقيقى اولى كه در انسان وجود دارد در غير انسان هرگز ديده نمىشود . اعتبارات هشتگانه مزاج به شرح ذيل مىباشد : 1 . مزاج به اقتضاى نوع نسبت به حقايق گوناگون خارج از آن نوع ؛ 2 . مزاج به اقتضاى نوع نسبت به حقايق گوناگون داخل آن نوع ؛ 3 . مزاج به اقتضاى صنف از يك نوع ، نسبت به آنچه خارج از آن صنف ، و داخل آن نوع مىباشد ؛ 4 . مزاج به اقتضاى صنف نسبت به افراد داخل آن صنف ؛ 5 . مزاج به اقتضاى شخص از يك نوع ، نسبت به افراد آن صنف از آن نوع ؛ 6 . مزاج به اقتضاى شخص ، نسبت به حالات گوناگون خود آن شخص ؛ 7 . مزاج به اقتضاى عضو ، نسبت به اعضاى ديگر بدن ؛
هامش
( 1 ) مقصود از تقسيم ، كميت و اندازه متناسب و مقصود از نسبت ، مقايسه بين موجودات از نظر شايستگى مىباشد . ( 2 ) از آنجا كه اين اعتدال مورد توافق اطبّا امرى نسبى بوده و در بين انسان‌ها نيز متفاوت مىباشد ، لذا به اعتبارات گوناگون مورد مقايسه قرار مىگيرد ، و بر اين مقايسه ثمرات و فوايد طبى مترتب مىباشد .
قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 303 | أبو علي سينا / عليرضا مسعودى