درباره درستى اين نظريه ، رسالهاى « 1 » به رشته تحرير درآوردهام . « 2 »
پس از مزاج ساكنان مناطق استوايى ، معتدلترين مزاج براى ساكنان اقليم چهارم مىباشد ، زيرا بدن آنها سوخته نيست ، در حالى كه بيشتر ساكنان مناطق واقع در اقليم دوم و نيز همه ساكنان اقليم سوم به دليل تابش مستقيم و لحظه به لحظه خورشيد ، پس از دورى از آنان ، بدنهاى سوختهاى دارند و همچنين ( ساكنان اقليم چهارم ) بدنهاى خام و ناپختهاى ندارند در حالى كه بيشتر ساكنان مناطق واقع در اقليم پنجم « 3 » و دور تر از آن به لحاظ عرض جغرافيايى « 4 » ، به دليل دورى پيوسته خورشيد از ايشان ، بدنهاى خام و ناپختهاى دارند .
اما اعتدال مزاج بين اشخاص ، پس متعلق است به معتدلترين شخص ، از معتدلترين صنف ، « 5 » از معتدلترين نوع ( يعنى انسان ) .
اعتدال مزاج بين اعضاى بدن
از آنچه گذشت روشن گرديد كه اعضاى رئيسى بدن ( يعنى قلب ، مغز ، و كبد ) به اعتدال حقيقى خيلى نزديك نمىباشند ، و از بين اعضاى بدن « گوشت » به اعتدال حقيقى نزديك است ، از آن نزديكتر پوست بدن مىباشد ، زيرا اگر ظرف آبى را يكسان از يخ و آب جوش ممزوج كنيد ، پوست بدن در تماس با آن متأثر نمىگردد « 6 » . شايد اين اعتدال در پوست ، ناشى از تعادل بين گرمابخشى رگها و خون با سردى بخشى عصب باشد ، « 7 » و نيز
هامش
( 1 ) در تأليفات شيخ ابوعلى سينا چنين رسالهاى ديده نمىشود ، ولى در اين زمينه رسالهاى به عمر خيام نسبت داده مىشود . ( به نقل از شرح آملى ، ص 68 )
( 2 ) براى قضاوت درباره درستى نظريه اعدليت منطقه استوايى ، مىتوان از اين كشورها نام برد : اندونزى ، مالزى ، فيليپين ، تايلند ، جنوب چين ( تايوان ، هنگ كنگ ) جنوب شبه جزيره ( يمن ، عمان ) بخشى از قاره آفريقا و آمريكاى مركزى و در نيم كره جنوبى ، شمال استراليا ، گينه نو ، بخشى از آفريقا و آمريكاى جنوبى .
( 3 ) در نسخه تهران ، ص 8 و نسخه جيلانى ، ص 68 » آخر الخامس » دارد يعنى انتهاى اقليم پنجم .
( 4 ) يعنى ساكنان اقليم ششم و هفتم .
( 5 ) منطقه استوايى در رأى ابن سينا .
( 6 ) زيرا ظرف آب در اعتدال مىباشد و هرچه از آن منفعل نگردد آن هم معتدل است .
( 7 ) دليل دوم براى اعتدال پوست در قالب برهان لمى ( نحوه استدلال از علت به معلول ) بيان گرديد .