خداوند به تو فرزند صالحى عطا خواهد كرد .
در اين هنگام فرزند موجودش درگذشت و فرزند ديگرى خداوند به او عطا فرمود .
( 1 ) 151 - ابو محمد مصرى گويد به حضرت رضا عليه السلام نوشتم و از وى اجازه خواستم به طرف مصر براى تجارت بروم .
فرمود تا هر گاه خداوند بخواهد اقامت كن ، گويد دو سال اقامت كردم ، بار ديگر براى او نوشتم اجازه دهيد از اين شهر بيرون روم .
فرمود اينك بيرون شويد خداوند به شما بركت مىدهد و اوضاع و احوال تغيير مىكند .
وى گفت من از شهر بيرون شدم و به طرف مصر رفتم و در آن جا مال فراوانى بدست آوردم .
در اين هنگام در بغداد آشوب و فتنه پديد آمد و من از آن هرج و مرجها آسوده شدم .
( 2 ) 152 - احمد بن كرخى گويد بيش از ده نفر از اولاد من بعد از تولد مردند و من فرزندى نداشتم ، در يكى از سالها به حج رفتم و خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم ، و سلام كردم و دستش را بوسيدم ، و از وى چند مسأله پرسيدم و از وى در مورد مرگ فرزندانم چاره خواستم .
راوى گويد حضرت رضا مدتى سر خود را پائين انداخت و دعا مىكرد .
سپس فرمود اميدوارم بعد از مراجعت خداوند به تو فرزندانى عنايت كند و در ايام زندگى از آنان بهرهمند گردى ، خداوند هر گاه اراده كند دعاى بندهاى را اجابت كند قدرت بر انجام آن را دارد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٩٦