( 1 ) هنگامى كه آن ميت را در كنار قبرش گذاشتند ، مشاهده كردم امام رضا نزديك قبر آمد و مردم راه را براى او باز كردند ، و او نزديك ميت آمد و دست خود را بر سينه او گذاشت ، و فرمود اى فلان مژده باد تو را به بهشت ، و بعد از اين ساعت هيچ ترس و باكى براى تو نيست .
راوى گويد عرض كردم قربانت گردم اين شخص را ميشناسى ؟ به خداوند سوگند تو تاكنون به اين ناحيه قدم نگذاشتهاى .
فرمود اى موسى بن سيار آيا نميدانى كه ما گروه امامان اعمال و كردار شيعيانمان در صبح و شام بر ما عرضه ميگردد ، اگر در كردارهاى آنها گناهى باشد از خداوند درخواست ميكنيم از آنها درگذرد ، و اگر داراى اعمال حسنه باشند از آن تقدير ميكنيم .
( 2 ) 156 - حاكم ابو عبد اللَّه نيشابورى گويد حضرت رضا عليه السلام وارد نيشابور شد و در محله فور كه يكى از محلههاى معروف نيشابور است در خانهاى كه به آن « پسنديده » ميگويند نازل شد ، اين منزل را از اين جهت پسنديده گويند كه امام رضا آن جا را پسنديد .
امام عليه السلام هنگام اقامت در اين منزل در گوشهاى از اين خانه درختى غرس كردند و اين درخت بعدا بزرگ شد و بارور گرديد ، اشخاص عليل مىآمدند و از ميوه اين درخت استشفاء ميكردند و كوران و صاحبان امراض صعب العلاج از بركت آن درخت بهبودى حاصل كردند .
مدتى از اين جريان گذشت تا اين درخت خشك شد ، و حمدان آمد شاخههاى او را قطع كرد ، بعد از چندى پسر حمدان كه او را ابو عمرو ميگفتند درخت را از بن كند ، و در نتيجه ثروتش را از دست داد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٩٨