تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
( 1 ) 153 - سعد بن سعد گويد : حضرت رضا عليه السلام به مردى نگاه كرد و فرمود : اى بنده خدا وصيت كن ، و براى مرگ خود را آماده ساز ، و اين مرد بعد از سه روز درگذشت . ( 2 ) 154 - عيسى بن جعفر در هنگامى كه هارون از رقه به طرف مكه حركت كرد گفت : تو سوگند ياد كرده بودى كه اگر يكى از فرزندان ابو طالب بعد از موسى بن جعفر ادعاى امامت كند گردنش را بزنى و اينك فرزندش على مدعى امامت شده و مردم او را مانند پدرش امام ميدانند . هارون با خشم با او نگريست و گفت : نظرت چيست ؟ ميخواهى همهء آنها را بكشم . موسى بن مهران گويد : هنگامى كه اين مطلب را شنيدم خدمت امام رضا - سلام اللَّه عليه رفتم و جريان را عرض كردم ، فرمود مرا به آنها كارى نيست و او نميتواند با من كارى بكند . ( 3 ) 155 - موسى بن سيار گويد در خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم هنگامى كه وارد طوس شدند ، در اين هنگام فريادى به گوشم رسيد ناگهان متوجه شدم جنازه‌اى را تشييع ميكنند . امام عليه السلام بلافاصله پاى خود را از ركاب برآورد و از مركب پائين شد و به طرف جنازه آمد و زير آن قرار گرفت و مانند مادر مهربانى كه از كودكش دلجوئى مىكند به آن ميت اظهار محبت ميكرد . سپس متوجه من شد و فرمود اى موسى بن سيار هر كس جنازه يكى از دوستان ما را مشايعت كند ، از گناهان بيرون ميگردد مانند روزى كه از مادرش متولد شده باشد .