وى را دو پسر بود كه به يكى ابو القاسم و به ديگرى ابو صادق ميگفتند ، آنها تصميم گرفتند آن خانه را آباد كنند ، و بيست هزار درهم در آن خرج كردند و ريشه درخت را برآوردند و در مدت يك سال هر دو برادر درگذشتند .
( 1 ) 157 - على بن حسين بن يحيى گويد : برادرم عبد اللَّه از طرفداران مرجئه بود و همواره بر ما خورده ميگرفت و مذهب ما را نكوهش ميكرد .
براى حضرت رضا عليه السلام نامهاى نوشتم و از وى شكايت كردم و درخواست نمودم كه در اين مورد دعا كند .
حضرت در پاسخ من نوشت : او به زودى از عقيده خود دست ميكشد و با تو هم عقيده مىشود ، و به دين حق خواهد مرد ، و كودكى نيز از ام ولدش متولد خواهد شد .
على بن حسين گويد : هنوز يك سال از اين جريان نگذشته بود كه وى به مذهب حق رجوع كرد ، و او امروز يكى از بهترين افراد خانواده ما مىباشد ، و بعد از چندى يكى از كنيزانش پسرى به دنيا آورد .
( 2 ) 158 - احمد بن عمره گويد : خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم و عرض كردم : خانوادهام حامل است ، از خداوند بخواهيد پسرى براى من بياورد .
فرمود : زنت پسر خواهد آورد و پس از تولد او را عمر نام گذار .
گفت : من در نظر دارد او را على نام گذارم و به خانوادهام گفتهام نام او را على بگذارند .
فرمود : او را عمر نام بگذار ، پس از اينكه وارد كوفه شدم پسرم متولد شده بود و او را على نام گذاشته بودند ، من نام او را تغيير داده عمر گذاشتم .
همسايگان من گفتند : ما در بارهء تو سخنانى شنيده بوديم ، من از اين دستور حضرت رضا عليه السلام فهميدم وى منظورى داشته است از اينكه من نام فرزندم را عمر بگذارم .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٩٩