براى حضرت رضا عليه السلام نوشتم ( 1 ) و از وى درخواست كردم كه از خداوند بخواهد كه از اين دو كنيز دو پسر به من عطا كند .
در پاسخ من نوشت ان شاء اللَّه براى شما دعا ميكنم ، در نامه ديگرى نوشته بود خداوند به من و شما بهترين عافيت را عطا كند و در دنيا و آخرت ما را مشمول عواطف خود قرار دهد .
همه امور در دست خداوند عز و جل است ، و با تقديرات خود كارها را انجام ميدهد ، براى تو از آن دو كنيز يك پسر و يك دختر متولد ميگردد ، پسر را محمد و دختر را فاطمه نام بگذار .
وى گفت : يك پسر و دختر از آنها متولد شد همان طورى كه حضرت رضا عليه السلام فرموده بود .
( 2 ) 146 - داود بن وزين گويد : حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام نزد من مالى داشت ، مقدارى از آن را از من گرفته بود و مقدارى در نزد من باقى بود ، و فرمود : هر كس بعد از من آن مال را از تو طلب كرد وى امام تو مىباشد .
پس از وفات موسى عليه السلام فرزندش على براى من پيغام فرستاد و بقيه آن آن مال را طلب كرد ، من هم مال را براى او روانه كردم .
( 3 ) 147 - حسين بن على وشاء گويد : عباس بن جعفر از من درخواست كرد كه به حضرت رضا عليه السلام عرض كنم نامههاى او را بسوزاند ، تا بدست ديگران قرار نگيرد .
وشاء گويد : قبل از اينكه من در اين مورد با وى گفتگو كنم خود حضرت فرمود : من نامههاى او را بعد از خواندن ميسوزانم .
( 4 ) 148 - هشام عباسى گويد : خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم و ميخواستم
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٩٤