تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
رضا عليه السلام به طرف خراسان رفتيم ، ( 1 ) و در بين راه در بارهء كشتن رجاء بن ابى الضحاك با او مشورت كردم . حضرت مرا از اين نيت منصرف ساخت و نهيم فرمود و گفت : آيا ميخواهى به جاى يك كافر مؤمنى كشته شود . هنگامى كه به اهواز رسيد به مردم اهواز فرمود : براى من يك شاخه نيشكر بياوريد ، در اين هنگام يكى از اهوازيان كه عقل درستى نداشت گفت : يك عرب بيابانى است و نميداند كه در تابستان نيشكر نيست . گفتند : اى سيد ما نيشكر در اين وقت بدست نميآيد و در زمستان حاصل مىشود . امام عليه السلام فرمود : شما جستجو كنيد بدست خواهيد آورد ، اسحاق ابن ابراهيم گفت : به خداوند سوگند كه سيد من چيزى غير موجود طلب نميكند . قاصد به نواحى فرستادند تا نيشكر پيدا كنند ، اجاره‌كاران اسحاق آمدند و گفتند : در نزد ما مقدارى نيشكر هست كه براى بذر ذخيره كرده بوديم ، و اين يكى از دلائل امامت آن حضرت بود . پس از آن در قريه‌اى فرود آمد و شنيدم در هنگام سجده ميگفت : لك الحمد ان اطعتك ، و لا حجة لى ان عصيتك ، و لا صنع لى و لا لغيرى في احسانك ، و لا عذر لى ان أسأت ، ما أصابنى من حسنة فمنك ، يا كريم اغفر لمن في مشارق الارض و مغاربها من المؤمنين و المؤمنات . راوى گويد : ما چند ماه پشت سر آن حضرت نماز گزارديم ، در نمازهاى واجب هميشه در ركعت اول سورهء حمد و انا انزلناه و در ركعت دوم و سوم سوره حمد و قل هو اللَّه احد را قرائت ميكردند .