بيايد و با ما همكارى كند ما پيروز خواهيم شد .
( 1 ) محمد بن سليمان به محمد بن اثرم گفت : نزد على بن موسى برويد و سلام مرا به او برسانيد و بگوئيد اهل بيت تو اجتماع كردهاند و دوست دارند تو هم با آنها باشى .
محمد بن اثرم گويد : من در حمراء خدمت آن جناب رسيدم و سخنان محمد ابن سليمان را با او در ميان گذاشتم .
فرمود : سلام مرا به او برسان و بگو بعد از بيست روز نزد تو خواهم آمد ، گفت برگشتم و سخنان حضرت رضا را به او رسانيدم هيجده روز از اين روز گذشت كه ورقاء يكى از فرماندهان لشكر جلودى آمد و با ما جنگ كرد و من فرار كردم و به طرف هورين رفتم .
در اين هنگام شنيدم كسى فرياد ميز نداى اثرم . برگشتم متوجه شدم ابو الحسن عليه السلام است و ميفرمايد : بيست روز گذشت يا خير ! .
( 2 ) 134 - حسين بن موسى علوى گويد : ما با عدهاى از جوانان بنى هاشم در اطراف حضرت رضا عليه السلام بوديم در اين هنگام جعفر بن عمر علوى با هيئت ژوليدهاى از نزد ما گذشت ، ما به همديگر نگاه كرديم و خنده نموديم .
حضرت رضا فرمود در همين نزديكيها او را ثروتمند خواهى ديد و او پيروان زيادى پيدا خواهد كرد ، از اين قضيه يك ماه گذشت كه وى والى مدينه شد ، و حالش دگرگون گرديد .
وى هنگامى كه از منزلش بيرون ميشد غلامان و نوكران زيادى با او همراهى ميكردند و با جاه و جلال حركت مينمود .
( 3 ) 135 - حسين بن قياما كه يكى از رؤساى واقفيه بود ، از عبد الرحمن بن
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٨٦