آن روز در آن ديكها براى وى طعام طبخ كنند .
( 1 ) حضرت رضا عليه السلام اندك غذا ميخوردند ، و مردم از آن روز به اين ديكها رغبت بيشترى نشان دادند ، و از دعاى آن جناب بركت پيدا كرد .
سپس وارد خانه حميد بن قحطبه شدند و در گنبدى كه قبر هارون الرشيد در آن بود وارد شدند ، و در كنار آن خطى كشيدند و فرمودند اين جا محل قبر من خواهد بود و به زودى اين محل جاى رفت آمد زوار و شيعيان و دوستان من خواهد بود .
هر كس در اين جا مرا زيارت كند و بر من سلام نمايد ، سزاوار رحمت خداوند متعال خواهد شد و در روز قيامت به شفاعت ما اهل بيت خواهد رسيد .
سپس به طرف قبله رفت و چهار ركعت نماز گذارد و بعد دعا خواند ، هنگامى كه از نماز و دعا فارغ شد سجده طولانى به جاى آورد ، و پانصد مرتبه سبحان اللَّه گفت ، و بعد از زير گنبد بيرون شد .
( 2 ) 129 - عمير بن يزيد گويد : خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم كه از محمد ابن جعفر عليه السلام سخن بميان آورد و فرمود من با خود عهد كردهام كه در زير يك سقف با وى جلوس نكنم .
راوى گويد من با خود گفتم اين شخص ما را به نيكى كردن به ارحام امر مىكند و خود با عمويش چنين رفتارى دارد .
در اين هنگام امام عليه السلام به من نگريست و فرمود : اين قطع ارتباط خود صله ارحام است ، محمد هر گاه نزد من بيايد مردم او را تصديق خواهند كرد ، و هر گاه نزد من نيايد و من نزد او نروم مردم گفتههاى او را نخواهند پذيرفت .
( 3 ) 130 - ابو الحسن صائغ از عمويش روايت مىكند كه گفت : با حضرت
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٨٣