را كه اينك در بغداد است خواهد كشت ؟ .
فرمود آرى همين است ، و مطلب همين طور شد كه فرمود .
( 1 ) 124 - گروهى از اصحاب حضرت رضا عليه السلام روايت كردهاند كه آن جناب فرمود :
هنگامى كه خواستم از مدينه بيرون شوم خاندانم را جمع كردم تا براى من گريه كنند و من فرياد آنها را بشنوم ، سپس دوازده هزار دينار در ميان آنها تقسيم كردم و ميدانستم كه ديگر نزد آنها مراجعت نخواهم كرد .
راوى گويد سپس دست فرزندش ابو جعفر را گرفت و او را كنار قبر پيغمبر آورد و دستش را روى ديوار قبر گذاشت و فرزندش را به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سپرد .
ابو جعفر گفت اى پدر به خداوند سوگند تو به طرف خداوند ميروى ، سپس حضرت رضا عليه السلام به همه وكلايش توصيه كرد از وى اطاعت كنند و مخالفت ننمايند ، و امامت او را در نزد ثقات اصحاب خود تصريح فرمود و گفت او بعد از وفاتش امام آنها مىباشد ، سپس از طريق بصره عازم خراسان شد همانطور كه مأمون خواسته بود .
( 2 ) 125 - ابو حبيب نباجى گويد در خواب ديدم كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به نباج تشريف آوردهاند و در مسجدى كه حجاج در آن فرود مىآيند منزل كردهاند ، من خدمت آن حضرت رسيدم و سلام كردم .
در مقابل پيغمبر يك طبق خرما از خرماهاى مدينه كه به آن صيحانى ميگفتند قرار داشت ، حضرت رسول يك مشت از آن خرماها را به من دادند ، من شمردم
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٧٨