تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
( 1 ) سنانى گويد : من بلافاصله به طرف امير ابو نصر حركت كردم و سه روز قبل از رسيدن موعد مقرر خود را به امير رسانيدم ، و هنگامى كه نزد امير رفتم گفتم : خداوند حاجت مرا برآورد . گفت : الحمد للَّه ، از نزد امير بيرون شدم و لباس خود را تغيير دادم و بار ديگر در مجلس او حاضر شدم . گفت : كيسه كجا است ؟ گفتم : در نزد خطلخ تاش است ! گفت : از كجا دانستى ؟ گفتم : حضرت رسول ( ص ) در كنار قبر حضرت رضا ( ع ) به من فرمودند . گويد : در اين هنگام بدن امير از شنيدن اين سخن بر خود لرزيد و سخت ناراحت شد ، و دستور داد خطلخ تاش را حاضر كنند . وقتى خطلخ در مقابل امير قرار گرفت از وى پرسيد تو كيسه را از مقابل اين شخص برداشته‌اى ؟ خطلخ كه از عزيزترين غلامان او بود منكر قضيه شد . امير صغانى امر كرد او را تازيانه بزنند ، سنانى گفت : او را نزنيد زيرا رسول خدا ( ص ) محل كيسه را به من نشان داده است . امير گفت : كيسه در كجاست ، گفتم در منزل خود در زير كاتون در حالى كه مهر امير بر آن قرار دارد مخفى كرده است . امير يك نفر شخص مورد اعتماد را به منزل او فرستاد و محل مورد نظر را حفر كرد و كيسه را از زمين درآوردند . هنگامى كه كيسه پول را نزد امير آوردند و در مقابل او قرار دادند . گفت : اى ابو نصر من تاكنون مقام و منزلت تو را نميدانستم ، و پس از اين
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 247 | عزيز الله عطاردى