انگشت كوچك تا بالاى ابهام دست بيعتگيرنده نهاد ، و اين چنين بيعت كرد .
( 1 ) در اين هنگام حضرت رضا عليه السلام فرمود : تمام كسانى كه با ما بيعت كردند از روى عقيده نبود جز اين جوان انصارى .
مامون گفت : قضيه چيست ؟ .
امام عليه السلام فرمود : عقد بيعت از بالاى انگشت كوچك تا بالاى انگشت بزرگ است ، و فسخ بيعت از بالاى ابهام تا انگشت كوچك مىباشد .
راوى گويد : در اين هنگام مردم به گفتگو رفتند و سخنان زيرگوشى شروع شد .
مامون دستور داد بار ديگر بيعت شروع گردد همانطور كه حضرت رضا عليه السلام فرموده بودند .
مردم ميگفتند كسى كه طرز بيعت را نميداند چگونه سزاوار خلافت مىباشد .
اين موضوع سبب شد آن جناب را مسموم كند .
( 2 ) احمد بن على انصارى گويد : از ابو صلت هروى پرسيدم چگونه مامون حاضر شد كه حضرت رضا عليه السلام را بقتل برساند با اينكه آن جناب را مورد تعظيم و تكريم قرار ميداد و او را وليعهد خويشتن ساخت .
ابو الصلت گفت : مامون او را از اين جهت گرامى ميداشت و او را احترام ميكرد كه داراى فضل و علم بود ، و او را وليعهد خود قرار داد براى اينكه به مردم بفهماند كه او اهل دنيا مىباشد و در نظر داشت موقعيت او را متزلزل كند ، و مقام او را در جامعه كاهش دهد .
هنگامى كه مشاهده كرد كه فعاليتهاى وى نتوانست مقام و موقعيت امام رضا عليه السلام را در انظار جامعه پائين بياورد . بلكه روز بروز بر اعتبار و آبروى آن
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٩٥