تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
به تاخير انداخت . ( 1 ) مامون به غلام مخصوص خود گفت : از انارهاى باغى كه حضرت رضا ( ع ) در آن منزل كرده بود بياورد . آن غلام رفت و تعدادى انار چيد و نزد مامون آورد . مامون گفت : بنشين و آب اين انارها را در ظرفى بگير . غلام آب انارها را گرفت و به مامون داد . مامون به حضرت رضا ( ع ) پيشنهاد كرد آب انار را ميل كند ، حضرت رضا فرمود : بعدا خواهم خورد . مامون گفت : نه به خداوند سوگند بايد در حضور من بخورى ، و اگر از معده‌ام نمىترسيديم خودم هم ميخوردم . امام رضا ( ع ) چند قاشق از آن ميل كردند سپس مامون از اتاق بيرون شد . راوى گويد : ما هنوز نماز عصر را نخوانده بوديم كه امام ( ع ) پنجاه بار از جاى خود برخاستند . مامون قاصدى نزد آن جناب فرستاد و گفت : يقين دارم اين ناراحتى از خون گرفتن شما است . حالات حضرت رضا ( ع ) در شب شدت كرد و بامداد جان مقدسش از بدن پاكش بيرون شد . آخرين سخنى كه از زبان آن جناب جارى شد اين بود :
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
. . .
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
. مامون بامداد در منزل حضرت رضا ( ع ) حاضر شد و امر كرد آن جناب را غسل دادند و كفن نمودند و خود با پاى برهنه در پشت جنازه حركت كرد و ميگفت :