طرفدارانش با خفت و خوارى رانده شدند .
( 1 ) محمد بن سنان گويد : در خراسان خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم ، مامون او را دست راست خود مينشانيد .
مامون معمولا روزهاى دوشنبه و پنجشنبه جلوس ميكرد .
يكى از روزها به مامون گزارش دادند كه مردى از صوفيه سرقت كرده است مامون دستور داد او را احضار كردند ، هنگامى كه چشمش به او افتاد ، ديد لباس درشت پوشيده و در پيشانيش اثر سجود هست .
مامون گفت : با اين آثار زيبا كه در ظاهر دارى بد عملى را مرتكبشدهاى تو را به سرقت متهم كردهاند در حالى كه داراى چهرهاى زيبا و رخسارى آراسته هستى و اثر عبادت در پيشانى تو هويدا است .
آن مرد صوفى گفت : من از روى اضطرار مرتكب سرقت شدهام ، و با اختيار اين عمل را انجام ندادهام .
اى مامون تو حق ما را از خمس و غنائم غصب كردهاى و ما ناگزير هستيم براى امرار معاش دست به سرقت بزنيم .
مامون گفت : تو از كجا در خمس و غنائم حق دارى ؟
مرد صوفى گفت : خداوند متعال خمس را بر شش بخش تقسيم كرده و فرموده :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
و غنائم را به شش بخش تقسيم كرد و فرمود :
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
.
مرد صوفى گفت : تو مرا از حق خود محروم كردى ، من مردى ابن السبيل