( 1 ) در اين هنگام مامون متوجه حضرت رضا عليه السلام شد و گفت : در بارهء اين مرد چه نظرى دارى ؟
حضرت رضا عليه السلام فرمود : خداوند متعال به پيغمبرش محمد صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ »
و اين حجت به جاهل به خاطر جهلش نرسيده همانطور كه عالم بوسيله علمش از آن اطلاع دارد .
دنيا و آخرت به حجت و برهان بر پاى هستند ، و اين مرد حجت خود را بر تو تمام كرد .
مامون پس از شنيدن اين سخن دستور داد مرد صوفى را آزاد كردند ، و خود از مردم دورى كرد و در خانه خود را به روى مردم بست ، و همواره در بارهء حضرت رضا عليه السلام مشغول مطالعه بود تا سرانجام بوسيله سم آن جناب را مسموم كرد ، و فضل بن سهل را با گروهى از شيعيان كشت .
ريان بن شبيب دائى معتصم گويد : مامون هنگامى كه تصميم گرفت براى خود بعنوان خلافت و براى على بن موسى الرضا بعنوان ولايت عهدى و جهت فضل ابن سهل بعنوان وزارت بيعت بگيرد ، فرمان داد سه كرسى مخصوص براى آنها نصب كنند .
هنگامى كه آن سه نفر بر كرسيها قرار گرفتند ، دستور داد مردم وارد شوند ، و بيعت كنند . مردم وارد شدند و دست راست خود را در دست راست آن سه نفر ميگذاشتند و بيعت ميكردند .
جريان بيعت از اين قرار بود كه بيعتكننده دست راست خود را از ابهام گرفته تا انگشت كوچك در دست آنها ميگذاشت ، و به اين طريق بيعت ميكرد و از در خارج ميگرديد .
در آخر مجلس جوانى از انصار وارد شد و دست راست خود را از بالاى