( 1 ) در اين هنگام حضرت رضا عليه السلام در غضب شد و آثار خشم و ناراحتى در چهرهاش نمايان گرديده و به دو شير پرده اشاره فرمودند : اين فاجر را دريابيد .
آن دو شير ناگهان بر آن مرد حمله آوردند و او را پاره پاره كردند ، و گوشت و استخوان او را چنان خوردند كه اثرى از او در زمين ديده نشد .
مردم حاضر در جلسه از اين موضوع حيران و متعجب شدند ، پس از اينكه شيرها آن مرد را خوردند نزد حضرت رضا عليه السلام آمدند و گفتند : اجازه دهيد اين مرد ( مأمون ) را نيز از هم پاره كنيم .
مامون در اين هنگام از خود رفته بود .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : در جاى خود توقف كنيد ، آن دو شير در جاى خود ايستادند ، حضرت رضا عليه السلام فرمود : آبهاى خوشبو بر مامون بريزند .
پس از اين بار ديگر آن دو شير گفتند : اجازه دهيد اين را هم به رفيقش ملحق كنيم .
فرمود : خداوند در بارهء او نظرهائى دارد كه بعد از اين عمل خواهد كرد ، گفتند : پس ما چه كنيم ؟ فرمود : بار ديگر به جاى خود برگرديد همانطور كه قبلا بوديد .
مامون گفت : ستايش ميكنم خداوندى را كه شر حميد بن مهران همان مردى كه شيرها او را خوردند از من دفع كرد ، بعد از اين متوجه حضرت رضا شد و گفت :
خلافت حق جد شما رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مىباشد و اگر چنانچه ميل داشته باشى خود را از آن خلع كرده و به شما تسليم ميكنم .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٥٠