( 1 ) در مورد بارانى كه چند روز پيش آمد ، مردم گفتگوهائى دارند ، و ميگويند در اثر دعاى تو آن باران نازل شده است ، در صورتى كه اكنون فصل باران است و باران بطور طبيعى آمده و هيچ معجزهاى هم روى نداده است .
مردم چنان پنداشتهاند كه تو امروز در جهان نظير ندارى ، و اينك امير المؤمنين مامون كه از همگان برتر و بهتر است ، و تو را به اين مقام برگزيده است ، جايز نيست كه تو اجازه دهى كه دروغگويان اين سخنان را در بارهء تو انتشار دهند .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : من مردم را از گفتگو در بارهء نعمتهاى پروردگار منع نميكنم ، و هرگز دنبال هوا و هوس نبودهام .
و اما اينكه گفتى مامون مرا عزت و قدرت بخشيده و مرا به اين مقام برگزيده است ، اين همان مقامى است كه پادشاه مصر به يوسف صديق داد و حال آن دو را نيز تو خود دانى .
حاجب از اين سخنان در غضب شد و گفت : اى فرزند موسى تو از حد خود تجاوز كردهاى و از مقامت بالا رفتهاى ، اينك بارانى كه در فصل خود باريده وسيله قرار دادهاى و او را براى خود معجزه فرض كرده و با آن قدرت و شوكتى براى خود فراهم ساختهاى ، گويا مانند ابراهيم خليل معجزه كرده و پرندگان را زنده ساختهاى و آنها را پس از كشتن بار ديگر به پرواز درآوردهاى .
اكنون اگر در ادعاى خود راستگو هستى اين دو شير پرده را زنده كن و بر من مسلط گردان ، در اين صورت معجزهء تو ثابت خواهد شد ، و در مورد باران كه در فصل خود باريده ادعاى تو قابل قبول نيست ، و اين كاملا يك امر طبيعى و معمولى بوده است .
حاجب اشاره كرد به صورت دو شير كه در متكاى مأمون نقش شده بودند ، و مامون به آنها تكيه داده بود و حضرت رضا و حاجب هر دو مقابل او بودند .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٤٩