اعتقاد اماميه اين است كه خداوند طاعتها را خواسته ، پسنديده و از آنها خرسند بوده است . او فرمانبردارى بندگان را برگزيده و از تسليم خلق ناخرسند و خشمگين نبوده است . گناهان را زشت دانسته و از دوستى ، اراده و رضايت خود آنها را دور داشته است .
رأى اشاعره اين است كه خداوند از كافر طلب دشنام و عصيان نموده و ستايش خود را بر زبان او ، خوش نمىدارد ، و برخى از آنها گفتهاند خداوند تباهى و فساد را دوست دارد و به وجود كفر راضى است . « 1 »
اماميه بر آنند كه پيامبر از طاعتها و گناهان آن را برگزيده و دشمن داشته كه خداوند ؛ ولى اشاعره مىپندارند كه پيامبر در بسيارى از اين موارد بر خلاف خواست خدا گزينش كرده است . « 2 »
اماميه معتقدند طاعاتى كه خدا اراده كرده همان بوده كه پيامبران او را اراده كردهاند و آنچه را كه خدا ناپسند داشته جز آنچه رسولانش زشت دانستهاند نبوده است .
اشاعره مىانگارند كه خواست و ناخواست خداوند و شياطين يكسان است و او در بسيارى از طاعات و گناهان بر خلاف جهت پيامبران سلوك كرده است . « 3 »
اماميه امر و نهى خداوند را وابسته به امورى دانستهاند كه خداوند خوش يا ناخوش داشته است اما اشعريان توهم مىكنند كه خداوند به چيزى كه نمىخواهد فرمان داده و از آنچه مىخواهد باز داشته است . « 4 »
هامش
( 1 ) . فضل در موضع مناسب اين مطلب را تقرير نموده و در صدد توجيه آن بر آمده ، بنگريد به : الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 شرح العقائد ، ص 113 ، ابن قيم جوزى نيز آن را در شرح منازل السائرين بيان كرده است .
( 2 ) . التفسير الكبير ، ج 17 ، ص 218 ، سخن راستين و حقيقى در بحث نبوت خواهد آمد .
( 3 ) . اگر خداوند را فاعل همه كردارهاى انسان بدانيم پس بايد زشتيهايى كه مطلوب شياطين است ، مورد ارادهء او قرار گرفته باشند و آنچه مطلوب شياطين باشد به نزد پيامبران مكروه است ، پس خداوند مكروه انبياء را اراده كرده و مطلوب آنها ( طاعت ) در شياطين و گناهكاران را اراده نكرده است .
( 4 ) . التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 142 ، الفصل ابن حزم ، ج 1 ، ص 142 ، شرح العقائد و حاشيه كستلى بر آن ص 109 - 113 .