پديد آورد و اهل باطل را تصديق كند يا ابلهان و گناهكاران را به پيامبرى فرستد .
اشاعره جمله اين امور را پسنديده مىدانند . « 1 »
اماميه يقين دارند خداوند به كسى بيشتر از طاقتش تكليف نمىكند امّا اشاعره مىگويند خداوند هيچ كس را تكليف نمىكند مگر بيشتر از قدرتش و مردم را بر ترك آنچه قدرت نداشتهاند سرزنش خواهد كرد .
نزد ايشان جايز است خداوند بريده دستى را به نگارش فرمان دهد و مسكينى را به زكات ؛ آنكه راه رفتن نتواند به پرواز در هوا و آنكه از فلج بيمار باشد به آفريدن اجسام و قديم گرداندن محدث و حادث ساختن قديم ؛ مىتواند بود كه پيامبرى را با معجزات بر خلق فرستد تا آنها را به سپيد گرداندن سياهى - توأما - امر كند يا بفرمايد بىدست و كتاب بر هوا بنويسند . « 2 »
اماميه بر آنند كه او عادلتر و حكيمتر از اين سخنان است . اماميه باور دارند كه خداوند كسى را از دين گمراه نساخته و پيامبران را جز به حكمت و موعظه حسنه نفرستاده است . اشاعره معتقدند كه خدا بسيارى از بندگان را از دين گمراه ساخته و ممكن است پيامبرى بر مردم فرستد كه جز به دشنام خدا و ستايش شيطان فرمان ندهد .
پس مانعى نيست كه دشنام دهنده خدا و ستايشگر شيطان و معتقد به تثليث و بىدينى سزاوار ثواب و بزرگداشت باشد ولى كسى كه در همه زندگى خود ستاينده خدا و بنده فرمانهاى او بوده جاودانه در لعنت و آتش بماند . به زعم اشعريان ممكن است پيامبرانى كه اخبار و احوال ايشان به ما نرسيده است ، شريعتى اين گونه آورده باشند . « 3 »
هامش
( 1 ) . الفضل ، ج 3 ، و المنخول غزالى ، فضل ابن مطلب را توضيح داده است و سخن حق در بعثت پيامبران گفته خواهد شد .
( 2 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 و 102 ، الفصل ابن حزم ، ج 3 ، ص 54 ، شرح عقايد ، ص 102 و 123 .
( 3 ) . فضل بن روزبهان متكلم آنها سخن ايشان را تقرير كرده است . بنگريد به : الفصل ابن حزم ، ج 3 ، ص 142 و شرح العقائد ، ص 109 و 129 و حاشيه كستلى .