مهربان است . » « 1 » استثناء به جملههايى كه بر هم عطف شدهاند باز مىگردد زيرا حكم در آن جملهها واحد است و خداوند مىفرمايد : ( عمل خود را ) اصلاح كردند » يعنى همراه با توبه اصلاح عمل را نيز شرط كرده است . پس استثناء به جمله نزديكتر ( فسق ) باز نمىگردد زيرا فسق و گناه با توبه از ميان مىرود و اصلاح عمل در پذيرش شهادت شرط است و استثناء بايد به آن باز گردد .
نيز پيامبر فرمود : در اين آيه ، توبه فاسق تكذيب خود و دروغگو خواندن خويش است ، پس اگر توبه كند شهادتش پذيرفته مىشود . اين سخن پيامبر نص است ، زيرا فسق و گناه مانع پذيرفتن شهادت بود كه اطمينان به راستگويى تنها پس از عدم فسق است و اكنون كه ( با توبه و اصلاح عمل ) عدم فسق ثابت شده ، دليلى براى نپذيرفتن شهادت نيست .
ابو حنيفه مىگويد : اگر دو عادل نزد حاكم گواهى دهند اما پيش از صدور حكم بر اساس گواهى ايشان ، هر دو نابينا گردند ، حكم ثابت نمىشود و تفاوتى نيست كه مورد شهادت ، نيازمند ديدن بوده باشد يا نباشد . « 2 »
گمان ابو حنيفه با قول حق « دو تن از عادلان خود را به شهادت گيريد . » « 3 » و نصوص ديگر ، ناسازگار است . از ديگر فتواها و پندارهاى ابو حنيفه :
شهادت اهل ذمه بر مانند خودشان پذيرفته است گرچه از حيث دين متفاوت باشند ، مثلا شهادت يهوديان بر مسيحيان ، مقبول است . « 4 »
خداوند فرموده است : « اگر فاسقى برايتان خبرى آورد ، تحقيق كنيد . » « 5 » آيه فرمان تحقيق در خبر فاسق را داده است و كافر فاسق است .
هامش
( 1 ) . نور : 5 .
( 2 ) . الهدايه ، ج 3 ، ص 89 .
( 3 ) . طلاق : 2 .
( 4 ) . الهدايه ، ج 3 ، ص 90 ، 91 و مختصر الوقايه ، ص 211 .
( 5 ) . حجرات : 6 .