7 - عقد ازدواج در ميان كافران جايز است . و مالك آن را باطل مىداند . « 1 »
خداوند مىفرمايد : « و زنش هيزم كش است . » « 2 » ابو سفيان پيش از همسرش هند اسلام آورد و چون زنش بعد از او مسلمان شد پيامبر همسرى آنان را پذيرفت و عقد ايشان را تجديد نكرد . « 3 » اگر ازدواج آنها باطل بود رسول خدا آن را تأييد نمىكرد و آنان را به تجديد عقد فرمان مىداد اما پيامبر هيچ كس را به تجديد عقد فرمان نداد .
8 - متعه ، بر خلاف رأى امامان اهل سنت ، حلال است . « 4 » آنان با قرآن ، اجماع و سنت پيامبر مخالفت كردهاند .
قرآن مىفرمايد : « و زنانى را كه از ايشان تمتع مىگيريد واجب است كه مهرشان را بدهيد . » « 5 » اين آيه در حقيقت از ازدواج موقت سخن مىگويد . همچنين ابن عباس
هامش
( 1 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 41 ، الموطأ ، ج 2 ، ص 76 و الفقه على المذاهب ، ج 4 ، ص 208 .
( 2 ) . مسد : 4 .
( 3 ) . اسد الغابه ، ج 5 ، ص 562 و الاستيعاب در حاشيه الاصابه ، ج 5 ، ص 424 .
( 4 ) . اين حكم مورد اتفاق و پذيرش همه آنان است .
( 5 ) . نساء : 24 .
« فاء » در آيه براى تفريع نوع از كلى است و اين گونه تفريع در قرآن رايج است ( مثلا آيات 148 و 196 بقره ) « ما » موصوله وصله آن فعل پس از آن است . « باء » در به براى متعدى ساختن آمده و ضمير به موصول باز مىگردد كه به اعتبار لفظ موصول ، مذكر آمده است . ضمير جمع در ( منهن ) به زنان باز مىگردد نه محارمى كه در آيه پيشين ، از آنها ياد شده بود .
گفتهاند بهره بردن در آيه ، به معنى لذت بردن است كه معناى لغوى واژه مىباشد اين توجيه براى حفظ آبروى عمر است زيرا بهره بردن مذكور فقط در مفهوم ازدواج موقت به كار رفته است . نكاح متعه كه همان ازدواج موقت است در هنگام نزول آيه از استمتاع ( بهره بردن ) موجود در آيه گرفته شده است . به اجماع امت و تواتر اخبار ، چنين ازدواجى در روزگار پيامبر ، ابو بكر و بخشى از زمان عمر ميان اصحاب رايج بوده است .
( بنگريد به صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 623 ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 380 و كنز العمال ، ج 8 ، ص 294 ) .
اگر « بهره بردن » به معناى لغوى لذت بردن باشد ، در كلام خدا ناهماهنگى خواهد بود زيرا « مزد و مهر ايشان را بپردازيد » در آيه وجود دارد . به اجماع امت و نص قرآن ، مهر به مجرد عقد واجب مىشود و متوقف