جدا كنند . فرمود : « پسرم را از ادرار كردن باز نداريد . » « 1 » و همچنان حسن عليه السّلام را آزاد گذارد تا كارش پايان يافت .
روايت ديگر از آن حضرت : « اين پسرم ( حسن عليه السّلام ) سرورى است كه خداوند به وساطت او ميان دو گروه از مسلمين صلح برقرار مىكند . » « 2 »
دلايلى ديگر ( بر وراثت ذوى الارحام ) :
الف : « به حكم كتاب خدا ، خويشاوندان به يك ديگر سزاوارترند . » « 3 »
ب : « از هر چه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند ، مردان را نصيبى است و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند ، چه اندك و چه بسيار ، زنان را نيز نصيبى است ؛ نصيبى معين . » « 4 »
ج : حديث پيامبر : « دايى وارث كسى است كه وارثى ندارد . » « 5 » و روايت ديگر از ابو هريره از پيامبر : « دايى ارث مىبرد . » « 6 » و اخبار فراوان ديگر در اين باب .
2 - به رأى اماميه ، مادر و دختر به قاعده رد ميراث مىيابند . شافعى مىپندارد كه نيمى از مال به دختر مىرسد و بقيه متعلق به بيت المال است . « 7 »
پندار شافعى با گفتار خدا ناسازگار است : « به حكم كتاب خدا خويشاوندان به يك ديگر سزاوارترند » نيز قول شافعى يا فرموده نبى در تخالف است : « زن از سه تن
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 285 ، طبرانى در الاوسط اين مطلب را روايت كرده است .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 5 ، ص 44 و 51 ، صحيح البخارى ، كتاب الصلح و بدء الخليفه و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 11 و الاصابه ، ج 1 ، ص 330 .
( 3 ) . انفال : 75 .
( 4 ) . نساء : 7 .
( 5 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 284 و سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 914 .
( 6 ) . در منتخب كنز العمال ، ج 4 ، ص 216 آمده است : على عليه السّلام و اصحابش اگر صاحب سهمى نمىيافتند ، تمام مال را به دختر مىسپردند و نيز ( در فرض نبودن صاحب سهم ) همه ارث را به دايى واگذار مىكردند .
( 7 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 295 و الام شافعى .