مولى است و در مواضع ديگر وفاق حاكم است . « 1 »
شافعى مىپندارد كه ذوى الارحام ارث نمىبرند و حجاب و مانع وراثت نيستند .
اگر ميت ، قرابت يا مولى داشت ، ارث متعلق به آنهاست و گر نه از آن بيت المال خواهد بود . « 2 »
ابو حنيفه و شافعى با گفتار خدا ناسازگارى كردهاند كه فرمود : « خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه سهم پسر برابر سهم دو دختر است . » « 3 »
پسر دختر ، پسر است زيرا عيسى عليه السّلام پسر آدم عليه السّلام بود . « 4 » نيز پيامبر فرمود : « اين دو پسرم ( امام حسن و امام حسين عليهما السّلام ) دو سرور جوانان بهشتىاند . » « 5 »
نيز هنگامى كه حسن عليه السّلام جامه رسول خدا را تر كرد و خواستند او را از پيامبر
هامش
( 1 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 303 .
( 2 ) . الام شافعى . فضل در اين باب گفته است : نزد شافعى وراثت به سبب ولاء مقدم بر وراثت به سبب رحم است .
( 3 ) . نساء : 11 .
( 4 ) . فقهاى سنى متفقند كه آيه مذكور ( نساء ، 11 ) ويژه پسران و دختران پسر است و شامل دخترزادگان نيست . ( بنگريد به : تفسير الخازن و در حاشيه آن تفسير نسفى ، ج 3 ، ص 249 ، احكام القرآن جصاص ، ج 2 ، ص 74 ، التفسير الكبير ، ج 9 ، ص 203 و روح المعانى ، ج 4 ، ص 193 ) ابن كثير در تفسير خود ( ج 2 ، ص 155 ) آورده است : اگر مردى به پسرانش چيزى ببخشد يا بر آنان وقف كند ، عطيه و وقف او تنها از آن پسران يا پسران پسرانش خواهد بود كه شاعر سروده است :
پسران ما پسران پسرانمان هستند و پسران دخترى ، فرزندان مردان دورند .
شاعر اين بيت شناخته نشده است ( خزانه الادب ، بغدادى ، ج 1 ، ص 300 ) .
محروميت دخترزادگان از ارث به دليل بيت مذكور ، جز داخل ساختن يك رأى سياسى در دين خدا نبوده است . سخن يك شاعر ناشناس در برابر گفتار خدا در آيه مذكور و آيه مباهله و . . . چه ارزشى دارد ؟ جمله اين ترفندها براى خارج ساختن حسنين عليهما السّلام از نام پسران پيامبر بوده است ، حال آنكه خداوند ايشان را در آيه مباهله چنين ناميده است : نيز خداوند در آيه 84 و 85 سوره انعام ، دخترزادگان نوح ( مانند عيسى پسر مريم ) را ذريه او خوانده است و پسر مرد ذريه اوست . ( قاموس ، ج 2 ، ص 35 ) .
( 5 ) . منتخب كنز العمال ، ج 5 ، ص 105 ، الروض الازهر ، ص 199 ( طبع مصر ) و الاصابه ، ج 1 ، ص 329 .