پرسيدند : چرا مخالفت خود را براى او آشكار نكردى ؟ ابن عباس پاسخ گفت : از او ترسيدم . « 1 »
6 - اماميه وصيت براى وارث را جايز مىدانند و چهار فقيه سنى مخالفند . « 2 » كتاب خدا ناقض رأى ايشان است كه فرمود : « هر گاه يكى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جا گذارد ، مقرر شد كه در باره پدر و مادر و خويشاوندان از روى انصاف وصيت كند .
و اين شايسته پرهيزگاران است . » « 3 » در آيه به صراحت آمده است كه وصيت ، گونهاى نيكويى است و نزديكان نسبت به اشخاص دور اولويت دارند . همان گونه كه پيامبر فرمود : « از عائله خود آغاز كن » « 4 » نيز در بخشش به نزديكان صله رحمى كه شرع به آن فرمان داده انجام مىشود . آيه بعد چنين است : « پس هر كس كه آن وصيت را بشنود و آنگاه دگرگونش سازد ، گناهش بر آن كسى است كه آن را دگرگون ساخته است .
خدا شنوا و داناست . » « 5 »
دليل ديگر ( بر جواز وصيت ) اين است كه گاه وارث شايسته تفضيل و برترى است ، مثلا تهيدست است يا عائله فراوان دارد و يا دانشمندى است كه در امور معيشت چندان نمىكوشد ، خرد در چنين مواضعى به تفضيل حكم مىدهد و برترى
هامش
( 1 ) . منتخب كنز العمال ، ج 4 ، ص 207 و 214 و احكام القرآن ، ج 2 ، ص 90 ، اين روايت از ابن عباس متواتر است .
نخستين كسى كه در فرايض از عول بهره جست عمر بن خطاب بود و به روزگار پيامبر تا مرگ آن حضرت خبر و اثرى از عول نبود .
( بنگريد به : احكام القرآن ، ج 2 ، ص 91 ، المستدرك ، ج 4 ، ص 340 ، السنن الكبرى ج 4 ، ص 253 ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 7 )
( 2 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 280 و التاج الجامع للاصول ، ج 2 ، ص 266 .
( 3 ) . بقره : 180 .
( 4 ) . النهايه ابن اثير ، ج 3 ، ص 321 .
( 5 ) . بقره : 181 .