رأى ابو حنيفه مخالف ، عقل و عرف و زبان است . مردم ، چيزهاى همگون و ناهمگون را بر هم عطف مىكنند و ميان آنچه داراى پيمانه است و آنچه وزن مىشود و غير آنها تفاوتى نمىنهند ، پس ابو حنيفه به چه دليل ميان آنها فرق نهاده است ؟
27 - اقرار بيمار براى وارث ، صحيح است ولى ابو حنيفه ، مالك و احمد آن را صحيح نمىدانند . « 1 »
خداوند فرموده است : « به عدالت فرمانروا باشيد و براى خدا شهادت دهيد ، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشاوندان شما بوده باشد . » « 2 » شهادت عليه خود ، اقرار است و در آيه به صورت عام آمده است .
خرد نيز بر اين امر گواهى مىدهد ، زيرا گاه انسان دينى به گردن دارد كه مىخواهد وارثش آن را ادا كند ، در اين هنگام براى رهايى از تكليف و برائت ذمه ، جز اقرار به دين ، راهى ندارد ، اگر اقرار او پذيرفته نباشد از دين و تكليف رها نخواهد شد . وانگهى عدالت و صحت اخبار مسلمان ، در اسلام اصل است .
28 - اقرار برده در مواردى كه موجب حد و قصاص ( براى ديگرى ) باشد . پذيرفته نيست . چهار امام اهل سنت با اين رأى مخالفت كردهاند « 3 » اما اقرار عاقل تنها در مورد خودش پذيرفته مىشود نه براى ديگران ؛ و حديث پيامبر كه : « اقرار عاقلان بر
هامش
اصفهانى در اين باره مفصلا سخن گفتهاند اما گفتار آنان نيز مطلب محصلى بدست نمىدهد . قاضى معتقد است كه بجاى ألف عبد ، ألف و عبد بوده است و نيز احتمال مىدهد كه مسأله به شكل ألف و ألف و عبد بوده باشد . گمان حقير اين است كه مسأله در هر دو مورد به واو نيازمند بوده است كه هر دو واو به خطا حذف شدهاند و موارد خطاى اين كتاب فراوان است . بنا بر اين مسأله به صورت ألف و درهم و ألف و عبد در مىآيد كه از مسائل معروف اقرارهاى مبهم است و فرزند علامه در كتاب الايضاح آن را ذكر كرده است . ( م )
( 1 ) . الهدايه ، ج 3 ، ص 138 ، فضل مىگويد : اين اقرار نزد شافعى صحيح است اما نزد ايشان نيست .
( 2 ) . نساء : 135 .
( 3 ) . الام ، ج 3 ، ص 229 و الهدايه ، ج 3 ، ص 132 .