5 - عمره واجب است ولى مالك و ابو حنيفه آن را مستحب مىدانند « 1 » و قول ايشان با قرآن و سنت ناهمگون است . خداوند مىفرمايد : « حج و عمره را كامل براى خدا به انجام رسانيد » پيامبر فرمود : « حج و عمره دو واجبند و از هر يك آغاز كنى زيانى بر تو نيست . » « 2 »
عايشه پرسيد : « اى پيامبر خدا آيا بر زنان جهاد است ؟ پيامبر فرمود : آرى ، جهادى كه نبرد در آن نيست يعنى حج و عمره . » « 3 » رسول خدا در اين خبر ، بيان نموده كه جهاد بر زنان است و آن را به حج و عمره تفسير فرموده پس عمره واجب است .
6 - تمتع افضل از قرآن و افراد است . مالك افراد و ابو حنيفه قرآن را افضل مىدانند . « 4 » هر دو تن سر از گفتار پيامبر پيچيدهاند كه فرمود : « اگر به آنچه پشت سر نهادم روى مىآوردم ، قربانى نمىراندم و آن را عمره قرار مىدادم . » « 5 » پيامبر در اين حديث تأسف خود را بر از دست رفتن عمره بازگو كردهاند و اين نشان برترى عمره است .
7 - اگر مفرد وارد مكه شود براى او جايز است كه حج خود را فسخ كند ، آن را عمره قرار دهد و تمتع به جاى آورد .
فقيهان چهارگانه با اين حكم مخالفت كردهاند « 6 » و در واقع با سخن پيامبر
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 684 و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 260 .
( 2 ) . تفسير كبير ، ج 5 ، ص 141 و الدر المنثور ، ج 1 ، ص 209 ، در آن كتاب گفته شده كه حاكم روايت را از طريق زيد بن ثابت آورده است ، و آيات الاحكام ، ج 1 ، ص 266 .
( 3 ) . الدر المنثور ، ج 1 ، ص 210 ، به گفته نويسنده كتاب ابن ابى شيبه و ابن ابى داود در المصاحف ، نيز ابن خزيمه حديث را آوردهاند ؛ و تفسير كبير ، ج 5 ، ص 141 .
( 4 ) . الهدايه ، ج 1 ، ص 110 .
( 5 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 522 و 530 ، بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 271 ، منتخب كنز العمال ، ج 2 ، ص 334 و مسند شافعى ، ص 375 .
هنگامى كه حج تمتع واجب شد ، پيامبر با خود قربانى مىراند و آنچه پشت سر نهاده بود ، حج تمتع بود كه نگزارده بود . ( م )
( 6 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 688 و التاج الجامع للاصول ، ج 2 ، ص 123 .