فقيهان چهارگانه مخالفند . « 1 » عموم قرآن سخن آنها را ابطال مىكند « 2 » زيرا همان گونه كه اگر حاضر و مقيم به مسافر اقتداى نماز كند وظيفه او تغيير نمىكند ، مسافر نيز چنين است و در ابطال ، زيادت و نقصان مانند هم هستند .
45 - اماميه معتقدند كه اگر نماز مسافر در سفر قضا شود بايد آن را در وطن به صورت شكسته ادا كند و يا اگر در سفر قضاى آن را به جا مىآورد ، خواه همان سفرى است كه نماز قضا شده يا سفر ديگر ، نماز را شكسته قضا كند .
شافعى و احمد بن حنبل مىگويند در هر دو فرض بايد نماز را تمام ادا كند . « 3 »
رأى آنها با قول پيامبر سازگار نيست زيرا ايشان فرمودند : « هر كه در خواب باشد يا نماز را از ياد ببرد چون بيدار و هوشيار شد آن را به جاى آورد . » « 4 » و نماز حضر غير از نماز سفر است .
46 - اماميه مىگويند كسى كه در كشتى نماز مىخواند و قدرت ايستادن دارد نماز ايستاده بر او واجب است . ابو حنيفه او را ميان ايستادن و نشستن مخير دانسته است « 5 » ولى سخن وى با نصوصى كه به موجب آنها ايستادن واجب است منافات دارد . به چه دليل بايد نشسته نماز خواند و چه تفاوتى ميان كشتى و غير كشتى است ؟
47 - به رأى اماميه ، كسى كه به قصد حرامى سفر مىكند مانند راهزنى ، سخنچينى براى كشتن مسلمان ، طلب حرام و مانند آن ، نبايد در نماز و روزه قصر را رعايت كند .
ابو حنيفه و پيروان او و ثورى و اوزاعى بر آنند كه تفاوتى ميان سفر طاعت و معصيت نيست . « 6 » عقل و نقل بر خلاف رأى اين جماعت است . عقل از آن جهت كه
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 477 .
( 2 ) . نساء : 101 .
( 3 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 492 و الام ، ج 1 ، ص 145 .
( 4 ) . به حاشيه ص 434 بنگريد .
( 5 ) . الهدى ، ج 1 ، ص 54 ، نيز نگاه كنيد به المحلى ، ابن حزم .
( 6 ) . الهدى ، ج 1 ، ص 57 ، بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 132 و الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 574 .