حضور واجب نيست ، گرچه در فاصله اندكى از شهر باشند . « 1 »
محمد گفته است : از ابو حنيفه پرسيدم كه آيا نماز جمعه بر ساكنان الزوره كوفه واجب است ؟ پاسخ منفى داد در حالى كه ميان الزوره و كوفه ، خندقى فاصله است و زوره روستايى است نزديك كوفه .
فتواى شافعى نيز به واجب نبودن حضور است مگر آن كه ساكنان در محلى باشند كه اذان را بشنوند . « 2 » رأى اين قوم با كلام حق ناسازگار است كه فرمود : « به سوى ذكر خدا بشتابيد . »
53 - نماز جمعه به پنج تن كه يكى از ايشان ، خود امام است ، منعقد مىشود .
شافعى ، احمد و اسحاق در كمتر از چهل نفر ، نماز را واجب نمىدانند « 3 » و با عموم قرآن مخالفت ورزيدهاند .
54 - عدد در ابتدا شرط است نه در ادامه ، اگر نمازگزاران پس از تكبير پراكنده شدند ، آن كس كه برجاست بايد نماز را به نيت و هيأت نماز جمعه به پايان برد .
فقيهان چهارگانه سنى با اين حكم مخالفند « 4 » و مخالفت آنها ، رو تافتن از نص قرآن و گفت پيغمبر است كه « نماز بر همان گونهاى است كه آغاز شده است . »
55 - باقى ماندن وقت ، شرط نماز جمعه نيست و اگر پيش از اتمام نماز ، فرصت به پايان برسد بايد نماز را به نيت و هيأت جمعه به انجام رساند .
ابو حنيفه و شافعى آن را شرط مىدانند « 5 » ولى خدا و رسولش ندانستهاند . « 6 »
هامش
( 1 ) . بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 129 ، الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 378 و 380 و الهدى ، ج 1 ، ص 57 .
( 2 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 383 ، الام ، ج 1 ، ص 170 و مختصر المزنى ، ص 130 .
( 3 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 388 ، بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 124 و الام ، ج 1 ، ص 169 .
( 4 ) . الام ، ج 1 ، ص 170 و الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 388 .
( 5 ) . الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 376 .
( 6 ) . خداوند مىفرمايد : « به سوى ياد اللَّه بشتابيد » و فرستاده خداوند مىفرمايد : « هر كس بىضرورتى جمعه