آخرت ايمان ندارند . » « 1 » و « نه تصديق كرده است و نه نماز گزارده است اما تكذيب كرده و اعراض كرده است . » « 2 » و « چه چيز شما را به جهنم كشاند ؟ مىگويند ما از نمازگزاران نبوديم و به درويشان طعام نمىداديم و با آنان كه سخن باطل مىگفتند همآواز مىشديم و روز قيامت را دروغ مىانگاشتيم . » « 3 » و « هر كه اين كارها كند عقوبت گناه خود مىبيند . » « 4 »
خداوند در اين آيه به شرك ، قتل و زنا اشاره كرده است .
وانگهى اگر حصول شرط شرعى ، شرط تكليف بود ، نماز بر كسى كه وضويش با حدث باطل شده واجب نمىگشت و پيش از نيت ، نماز واجب نبود . نيز گفتن اكبر پيش از اللَّه و لام پيش از همزه ، وجوب نداشت . و اين امور به روشنى باطلند . « 5 »
همچنين لازم بود كه هيچ كس اهل عصيان و گناهكار نباشد زيرا تكليف مشروط به اراده است و فاسق و عاصى اراده طاعت نكردهاند پس مكلف نخواهند بود و گناه و عصيان و كفرى وجود نخواهد داشت و چنين فرضى به اجماع باطل است .
8 - به پايان رسيدن تكليف در هنگام حدوث آن و تقدم تكليف بر فعل
اماميه و معتزليان پيرو ايشان بر آنند كه تكليف به فعل در هنگام انجام شدن آن پايان يافته است ؛ زيرا در اين هنگام واجب گرديده و اكنون حالت حصول آن است . اگر مكلف در اين حال نيز هنوز مكلف باشد ، تكليف به تحصيل حاصل است و امرى محال .
اما در باب تقدم تكليف ، به رأى اماميه و معتزله تكليف بر عمل مقدم است زيرا
هامش
( 1 ) . فصلت : 7 - 6 .
( 2 ) . قيامت : 32 - 31 .
( 3 ) . مدّثّر : 46 - 42 .
( 4 ) . فرقان : 68 .
( 5 ) . اگر شرط شرعى ، شرط تكليف باشد ، طهارت از حدث و داشتن نيت و گفتن اللَّه پيش از اكبر و لام پيش از همزه ، شرايط نماز و تكبيرند پس قبل از حصول آنها ، نماز و تكبير واجب نيست . ( م )