تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
11 . عمر متعه حج را منع كرد با آنكه خداوند در كتاب خود آن را واجب گردانيده بود . « 1 »
هامش
امر از وى پيروى كردند شاهد اين دعوى ، سخن صريح عمر است كه ، دو متعه در زمان پيامبر حلال بود و من از آنها نهى مىكنم و بجاى آورنده را كيفر مىدهم . در بعضى از روايات « زمان ابو بكر » نيز افزوده شده است . ( سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 206 ، تاريخ ابن خلكان ، ج 2 ، ص 359 ، جامع الاصول ابن اثير ، كنز العمال ، ج 8 ، ص 294 ) از گفتار عمر برمىآيد كه او متعه را نوعى زنا مىدانست ، همان گونه كه در كنز العمال ، ج 8 ، ص 294 ، از طريق طبرى روايت شده كه عمر به مردى كه از شام آمده بود گفت : چرا آن عمل را انجام دادى ؟ او پاسخ داد : من در زمان پيامبر متعه مىكردم و رسول خدا از آن نهى نكرد تا از جهان رفت . ابو بكر نيز چنين بود ، اما تو از آن نهى مىكنى . عمر گفت : قسم به آنكه زندگيم در دست اوست اگر پس از آنكه نهى من به تو رسيده بود ، متعه مىكردى ترا سنگسار مىكردم . ازدواج را آشكار كنيد تا از زنا باز شناخته شود . ( يا از متعه كناره بگيريد تا ازدواج از زنا تميز يابد . ) نيز تهديد عمر به سنگسار ، نشان مىدهد كه او متعه را زنا مىدانسته است . در ميان همه ياران پيامبر هيچ روايت يا اثرى كه بيانگر نسخ آيه متعه باشد وجود ندارد و گفتار صريح عمر كه « من از آن نهى مىكنم » بر اين مطلب دلالت دارد . در كشاف ، ج 1 ، ص 360 ، آمده است : آيه « زنانى كه از آنها بهره جنسى برديد » در باب متعه نازل شده و ابن عباس آن را در شمار آيات محكم ، يعنى آياتى كه نسخ نشده‌اند آورده است . اگر خواهان حقيقت باشيم و حق پژوهش را بجاى آوريم در مىيابيم كه جز حدس و گمان عمر ، هيچ دليل شرعى بر تحريم متعه وجود ندارد . عمر گمان برد كه متعه همان زناست و بجا آورندهء آن سزاوار سنگسار ، پس متعه را به عنوان يك حكم دينى از نزد خود ، تحريم كرد . كسانى كه مىپندارند عمر متعه را به سبب مصلحت اجتماعى مسلمين تحريم كرد ، ندانسته‌اند كه با اين فرض ، عمر بايد آن را تحريم مدنى مىنمود نه تحريم تشريعى و دينى . پس سخن ايشان تفسيرى است كه صاحب رأى به آن راضى نيست . امير المؤمنين على عليه السّلام مىفرمايد : « اگر عمر متعه را تحريم نمىكرد ، جز تيره بخت ، كسى دامن به زنا نمىآلود . » و نيز فرمود : « اگر پيشتر ، عمر نهى نكرده بود من به متعه فرمان مىدادم و آنگاه جز تيره‌بخت كسى زنا نمىكرد . » ( بنگريد : الدر المنثور ، ج 2 ، ص 140 ، به طريقه‌هايى ، تفسير الطبرى ، ج 5 ، ص 9 ، كنز العمال ، ج 8 ، ص 294 ، التفسير الكبير ، ج 10 ، ص 50 ) . ( 1 ) . حق آن است كه پيش از عمر هيچ كس متعه حج را نهى نكرده بود . عمران بن حصين مىگويد : آيه متعه در كتاب خدا وجود دارد و پيامبر ما را به انجام آن فرمان مىداد . نه آيه‌اى در نسخ آن آيه فرود آمد و نه پيامبر از