به سهوى در قرآن نسبت دادهاند كه سبب كفر است .
آنان گفتهاند : روزى پيامبر نماز مىخواند و چون در سوره نجم به اين آيه رسيد : « آيا لات و عزى را ديدهايد و منات آن بت سومى ديگر را ؟ » « 1 » اين جمله را بر زبان آورد :
« اينان جوانان خوب رويند و به شفاعت آنها اميد بسته شده است . » « 2 » اين سخن اعتراف
هامش
مىكند كه پيامبران در آنچه از سوى خدا ابلاغ مىكنند ، معصومند و در غير آن از خطا ، فراموشى و گناهان كوچك مصون نيستند . ابن عقيل در ( الارشاد ) بيان مىكند : انبياء در اعمال معصوم نيستند بلكه در اداء و ابلاغ معصومند و در آنچه از سوى خداوند باز مىگويند دروغ بر آنها روا نيست .
اين مطالب مورد انكار دانشمندان شيعى است و جمله ايشان پيامآوران را معصوم و خطاناپذير مىدانند كه سهو و فراموشى بر آنها راه نمىيابد و به گناهان كبيره و صغيره دامن نمىآلايند . عصمت آنان حتّى در امور دنيايى نيز ثابت است .
رازى در ( تفسير كبير ) خود ( ج 3 ، ص 7 ) مىگويد : خلق در اين باب بر سه گروهند : 1 . انبياء از هنگام ولادت معصومند كه اين رأى رافضيان است 2 . در زمان بلوغ معصومند و پيش از نبوت مرتكب كفر و گناهان بزرگ نمىشوند ، بسيارى از معتزليان بر اين نظرند . رأى سوم ، ارتكاب كفر و كبيره را در زمان پيامبرى جايز نمىداند اما پيش از آن رو است . اين رأى كثيرى از همفكران ما ( اشاعره ) و رأى ابو الهذيل علاف و ابو على از معتزله است .
رازى در جزء 18 ، ص 9 از تفسير خود مىگويد : نزد ما ، عصمت تنها در هنگام پيامبرى معتبر و موجود است و پيش از آن وجود ندارد . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 162 به سخن فخر رازى اشاره كرده است .
( 1 ) . نجم : 19 و 20 .
( 2 ) . اين مطلب در ( مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 115 ط مصر ) روايت شده و سيوطى در تفسير خود ( الدر المنثور ) ج 4 ، ص 368 آن را به اين اسناد ذكر كرده است :
عبد بن حميد از طريق سدى از صالح .
بزار ، طبرانى ، ابن مردويه و ضياء در مختارة به سند راويان مورد اعتماد از طريق سعيد بن جبير از ابن عباس .
ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه به سند صحيح از سعيد بن جبير .
ابن جرير و ابن مردويه از طريق عوفى از ابن عباس .