تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
هامش
عمر بن خطاب به پيامبر نسبت مىدهند كه حضرتش فرمود : اگر پس از من پيامبرى مىبود عمر بن خطاب بود . اسد الغابه ، ج 4 ، ص 64 ، نور الابصار ، ص 61 ، تاريخ ابن عساكر ، ج 3 ، ص 287 ، تاريخ الخلفاء ، ص 117 ، او گفته است كه اين حديث را ترمذى و حاكم آورده‌اند و آن را از عقبه بن عامر تصحيح كرده است . طبرانى آن را از ابو سعيد خدرى و عصمت بن مالك و ابن عساكر از ابن عمر ، نقل كرده‌اند . با آنكه در كتب تاريخ و حديث به تواتر بيان و اثبات شده كه عمر در سال ششم پس از بعثت يا بعد از آن اسلام آورد و دست كم بيست و هفت سال از عمرش گذشته بود . بيشتر اشاعره ، پس از نبوت نيز به عصمت پيامبر قائل نيستند و آن را واجب نمىدانند ، همان گونه كه غزالى و ديگران - به شرحى كه گذشت - تصريح كرده بودند . راويان اشعرى در آيه « و پيش از تو پيامبرى نفرستاديم . » به چنين احاديثى اعتماد و تكيه مىكنند . ( بنگريد به الدر المنثور سيوطى ، ج 4 ، ص 364 ) . ديگر سنيان ، عصمت از گناهان صغيره و كبيره عمدى را پس از بعثت براى پيامبر واجب مىدانند ولى گناه سهوى كبيره مورد اختلاف آنهاست و گناه سهوى صغيره - به گفته قاضى روزبهان - مورد پذيرش بيشتر اهل سنت است . قاضى حتّى گناهان صغيره عمدى را نيز با استناد قول به جمهور و اكثريت اهل سنت ، بر انبياء جايز مىداند . اماميه بر آنند كه پيامبر از سلاله پاك و نسل مطهر است و در ميان پدران او از آدم تا خاتم صلّى اللَّه عليه و آله هيچ كس مشرك نبوده است . امير المؤمنين مىفرمايد : پس آنان را در بهترين وديعت جاى به امانت سپرد و در نيكوترين قرارگاه مستقر كرد . از پشتى به پشت ديگرش داد ، همگى بزرگوار و زهدانهايى پاك و بىعيب و عار . چون يكى از آنان درگذشت ، ديگرى براى حمايت از دين برخاست و جانشين او گشت ، تا آنكه تشريف و بزرگوارى از سوى خداى بارى به محمد رسيد و او را از بهترين خاندان و گراميترين دودمان بركشيد . از درختى كه پيامبران خود را از آن جدا كرد و امينيان خويش را برگزيد و بيرون آورد فرزندان او بهترين فرزندانند و خاندانش نيكوترين خاندان و دودمان او بهترين دودمان ( نهج البلاغه ، خطبه 94 ، ترجمه دكتر شهيدى ) اماميه پيامبران را از هنگام تولد معصوم مىدانند . جز امير المؤمنين ، امامان ديگر شيعه نيز بر اين مطلب تصريح كرده‌اند پژوهندگان بايد به كتب معتبر اماميه رجوع كنند . از جمله دلايلى كه فخر رازى بر عصمت پس از پيامبرى اقامه كرده آيه : « عهد من به ستمگران نمىرسد . » ( بقره ، 124 ) مىباشد . او گفته است : مقصود يا عهد پيامبرى است يا عهد امامت ، اگر مراد عهد امامت باشد واجب است كه ستمگران به امامت نرسند و اگر امامت براى آنها ثابت نباشد ، نبوت نيز ثابت نخواهد بود زيرا هر پيامبرى بايد امام و پيشوايى باشد كه از او