تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
در باب مقدمه دوم نيز بايد گفت كه آن مقدمه بر مذهب اشعريان ، تمام نيست ؛ زيرا ايشان همه زشتيها را به خداوند نسبت مىدهند و مىگويند هر كسى دعوى پيامبرى كند ، راستگو باشد يا دروغزن ، دعوى او عمل خداوند و اثر اوست و هر شرك و گناه و گمراهى در جهان از نزد خداست . با اين انديشه چگونه مىتوان دانست كسى كه خداوند او را تصديق نموده راستگوست ؟ پس رواست كه چنين كسى در مدعاى خود دروغزن باشد و اين گمراهى را مانند گمراهيهاى ديگر از سوى خداوند بدانيم . « 1 » خردمند بنگرد آيا رواست مذهبى را برگزيند كه اثبات پيامبرى با آن ممكن نيست ؟ و نمىتوان به هيچ شريعتى در آن جزم داشت ؟ در حالى كه خداوند با فرستادن پيامبران حجت مكلفان را ابطال نموده : « تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد . » چه حجتى بر خداوند بالاتر از اين ؟ و چه عذرى برتر از آنكه بنده به خداوند خويش بگويد : تو جهان را گمراه ساختى و در آن بديها و زشتيها آفريدى و قومى دروغگو را كه دعوى پيامبرى مىكردند با راستگويان در آميختى و راه داورى و اطمينان به راستى آنها را بر ما بستى ؟ پس لازم مىآيد كه خداوند پاسخى براى آنها نداشته باشد . آيا سزاوار است مسلمانى كه از خدا و عذاب او مىهراسد و طالب نجات است چنين رأيى را برگزيند ؟ پناه بر خدا از داخل شدن و فرو افتادن در شبهه‌ها .
هامش
( 1 ) . چگونه خردمندى اين امر را مىپذيرد ؟ با آنكه فرستادن پيامبران به سوى انسانها براى آن بوده كه راه بهانه‌جويى بر ستمگران بسته گردد همان گونه كه خداوند فرموده : « تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد . » ( نساء 165 ) پيامبران كسانى هستند كه خدايشان حكم و كتاب بخشيده و آنها را پيشوايانى قرار داده كه مردم را به راه حق هدايت مىكنند و اعمال نيكو و صفات پسنديده را به ايشان وحى كرده است . اگر پيامبران چنين نباشند شأن آنها در چشم مردم نزول مىيابد و هيچ كس دعوت آنها را نمىپذيرد . اگر دروغگو و خائن باشند اعتماد به آنها ، كم خواهد بود و گمراه‌كننده خواهند شد نه هدايتگر ، پس حكمت فرستادن آنها از ميان مىرود . بدين جهت خداوند ، خيانت را از همه پيامبران نفى كرده است : « هيچ پيامبرى خيانت نكند . » ( آل عمران ، 161 ) .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 156 | العلامة الحلي / عليرضا كهنسال