( 1 )
جانمازى پيغمبر ( ص )
جانمازى پيغمبر ( ص ) حصير كوچكى بود در اندازه صورت و دو دست نمازگزار ، از برگ نخل بافته و با نوارهايى استوار شده بود . زنان پيغمبر ( ص ) پيش از نماز ، آن جانمازى را براى پيغمبر ( ص ) مىگستردند .
( 2 )
حامل عنزهء پيغمبر ( ص )
عنزه ، از عصا بلندتر و از نيزه كوتاهتر و مانند نيزه ، آهنى در بن داشت كه به زمين فرو مىكردند . انس گويد : وقتى پيغمبر ( ص ) براى تطهير و نماز بيرون مىآمد ، من و يك غلام ظرفى از آب و عنزه حضرت را حمل مىكرديم و موقع نماز ، عنزه را در سمت قبله نصب مىنمودند و در نماز عيد قربان و عيد فطر هم بر عنزه پارچهاى يا پردهاى مىافكندند و پيش روى حضرت نصب مىشد كه حايل بين نمازگزاران و كسانى باشد كه از جلو عبور مىكردند . اين عنزه تا زمان مأمون باقى بود . پيغمبر ( ص ) عنزه ديگرى داشت كه از زبير هم آن را گرفته بود و زبير از نجاشى گرفته بود . ابن شبه در اخبار المدينه از سعد القرظ نقل مىكند كه نجاشى حربهاى به حضرت اهدا كرده بود و حضرت آن را براى خود نگه داشت ، و همان است كه براى نماز عيد پيشاپيش امام حمل مىشد . روايت ديگرى هست كه زبير بن عوام آن را از مشركى به غنيمت ستاند و پيغمبر ( ص ) آن را از زبير گرفت و همان است كه موقع نماز ، پيش روى خود بر زمين نصب مىنمود . جمع دو روايت چنين مىشود كه عنزه غنيمتى زبير ، پيش از عنزه اهدايى نجاشى بوده است .
پيغمبر ( ص ) عصايى سركج ( چوگان ) و مخصرهاى ( تعليمى ) نيز داشت كه « عرجون » ناميده مىشد و يك چوبدستى كه « ممشوق » ناميده مىشد ، كه اين يكى نزد خلفاى بنى عباس باقى بود . در طبقات ابن سعد آمده كه بلال در روزهاى عيد و براى نماز استسقا عنزه را پيشاپيش پيغمبر ( ص ) حمل مىكرد .
( 3 )
كسى كه پيشاپيش پيغمبر ( ص ) عصا را به منزل حمل مىكرد
در كتاب فتح المتعال مقرى آمده كه حضرت وقتى از مجلس يا مسجد برمىخاست ، ابن مسعود كفشهاى ايشان را مىپوشانيد و پيشاپيش او عصا را حمل مىكرد تا داخل حجره شود . سيوطى رسالهاى دارد در اين موضوع كه عصا از سنتهاى پيامبران است . در كتاب البيان