ابىّ بن كعب گفت پيشنماز نماز مستحبى شود و مردم از آن پس به ابىّ اقتدا كردند و عمر گفت : چه نيكو بدعتى است اين . و آن در سال چهاردهم هجرى بوده است . در المصنف آمده است كه مردم در طوايف نيز تك تك يا گروههاى كوچك بودند . عمر ، زيد بن قنفذ را براى قيام به امر طواف دستهجمعى در مكه تعيين نمود . در طبقات ابن سعد آمده كه عمر نخستين كسى است كه مردم را براى نماز ( مستحبى تراويح ) رمضان در جماعت جمع كرد ، و براى مردان امامى و براى زنان امامى تعيين كرد . « 1 »
( 1 )
مؤذن پيغمبر ( ص )
در صحيح مسلم آمده است پيغمبر ( ص ) دو مؤذن داشت : بلال و ابن ام مكتوم عياض . گويد :
منظور ، در يك زمان ؛ و گرنه در مكه ابو محذوره مؤذن موظف بود ، و سعد القرظ سه بار در قبا اذان گفت . اما اذان اين دو نيز همزمان با اذان مدينه بود . در السيرة الحلبيه زياد بن حارث صدائى و عبد العزيز بن اصم را هم افزوده كه هر كدام يك بار در حضور پيغمبر ( ص ) اذان گفتهاند . روايتى از ابن عمر هست كه مؤذنان پيغمبر ( ص ) دو تناند : بلال و عبد العزيز بن اصم . در الاصابه گويد : اين روايت غريب است . در روايت ديگرى ، علت اين روايت روشن مىشود . آوردهاند بلال شبها اذان مىگفته و ابن ام مكتوم صبحها . پس معلوم مىشود عبد العزيز نام ابن مكتوم است ، در حالى كه به عمرو مشهور مىباشد . بعضى نيز گفتهاند :
نامش عبد الله بن قيس بن زائدة بن الاصم است .
( 2 ) در نور النبراس مىنويسد : مؤذنان پيغمبر ( ص ) چهار تن بودند : بلال ، عبد الله بن ام مكتوم ، سعد القرظ و ابو محذورة اوس ، و سپس شش تن شدند ؛ دو تن ديگر زياد بن حارث صدائى ( كه براى يك نماز صبح اذان و اقامه گفت ) و عبد العزيز بن اصم است ( كه يك بار اذان گفت ) .
بعضى گفتهاند : تعداد مؤذنان در زمان پيغمبر دو تن بوده و در زمان عثمان به چهار تن افزايش يافت و بعد از آن ، بازهم افزوده شد . آوردهاند : وقتى پيغمبر رحلت يافت ، بلال اذان گفتن را ترك كرد و بعد از پيغمبر براى كسى اذان نگفت ، و آوردهاند : او همهساله به زيارت قبر پيغمبر ( ص ) مىرفت ؛ زيرا در عالم خواب او را عتاب فرموده بود كه از ما كناره گرفتهاى و به زيارت ما نمىآيى . بعد از آنكه بلال ساكن شام شد ، سعد القرظ كه مؤذن قبا بود ، مؤذن
هامش
( 1 ) . چنان كه مؤلف گفته ، اين از مسلمات است كه نماز تراويح از بركشيدههاى خليفه دوم است كه زمان رسول خدا ( ص ) نبوده است ، و به همين دليل شيعيان آن را نمىپذيرند ، م .