نوشته است به نام مسامرة السموع فى ضوء الشموع در جواب كسانى كه مىپرسيدند : مگر در زمان پيغمبر شمع بود ؟
در روايتى از عايشه آمده كه پيغمبر ( ص ) شب نماز مىخواند و من در پيش روى او خوابيده بودم و پايم در سمت قبله قرار داشت . پايم را فشرد و من پايم را جمع كردم و چون حضرت قيام كرد ، پايم را دراز كردم ، آن وقتها در خانهها چراغ نبود . در فتح البارى آمده ، مراد عايشه اعتذار از دراز كشيدن جلو نماز پيغمبر ( ص ) است . ابن بطّال گويد : مفهوم حديث اين است كه بعدا چراغ در خانهها رسم شد .
( 1 ) در السيرة الشاميه آمده است كه پيغمبر ( ص ) در اتاق تاريك بدون چراغ نمىنشست و ابن سعد نيز از عايشه همين را روايت كرده است . جاحظ در البيان و التبيين گويد : جذيمة الابرش ، آخرين ملك حيره ، اول كسى است كه شمع افروخت . از برزلى راجع به آويختن ثريا ( چلچراغ ) و قنديل در مسجد پرسيدند ، گفت : مطلق چراغ افروختن و حصير گستردن ، از باب محترم شمردن و شكوه دادن به مساجد است و ثواب فراوان دارد . زمخشرى در تفسير «
إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ
» « 1 » از انس روايت مىكند كه هر كس چراغى در مسجد برافروزد ، ملائكه و حاملان عرش مادام كه آن مسجد روشن است ، براى او استغفار مىكنند . زمخشرى گويد : تجديد بناى ويرانيهاى مسجد ، پاكيزه ساختن مسجد ، روشن كردن مسجد و آماده كردن آن براى عبادت و ذكر و احترام مسجد ، معناى «
يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ
» است . اما كثرت چراغها در ماه رمضان را بعضى فقيهان مغربى بدعت شمردهاند ، ولى در واقع آن نيز بزرگداشت مسجد به شمار مىآيد .
( 2 )
مجمر
در سنن ابى داود از عايشه روايت كرده است كه پيغمبر دستور داد در خانهها نمازخانه بسازند و پاكيزه و خوشبو نگه دارند . اين روايت را ابن ماجه و ابن خزيمه هم آوردهاند . ابن رشد از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه « جمروا مساجدكم ؛ در مسجدهايتان مجمر بگذاريد » . در اينجا « تجمير » به معناى « تبخير » يا بخور دادن است . آوردهاند كه وقتى عمر بر منبر مىنشست ، غلام او مجمر برمىافروخت . در فتح البارى آمده است مجمر بن عبد الله خودش و پدرش مسجد پيغمبر ( ص ) را بخور مىدادند . بعضى علما گفتهاند : عبد الله خودش اين كار را مىكرده و به جاى پسرش ، مجمر ، نعميم اين كار را مىكرده است .
هامش
( 1 ) . توبه ، 18 .