كرده باشد . شايد هم بعضى جاهلان پنداشتهاند معناى آن ، متكى بودن دين بر شمشير خواهد بود و از اين رو ، نقل روايت نكردهاند .
( 1 )
پيغمبر ( ص ) على ( ع ) را فرستاد تا سوره برائت را ابلاغ كند
پيغمبر پس از رجوع از تبوك ، ابو بكر را به عنوان امير الحاج تعيين فرمود كه اقامه حج نمايد .
ابو بكر با مردم رهسپار گرديد و پس از آن ، سوره برائت درباره مشركانى كه نقض پيمان كرده بودند نازل و مكنونات قلبى ايشان افشا شد . بدين لحاظ ، سوره برائت را « المبعثرة » نيز ناميدهاند ( چون راز درون مشركان را آشكار كرد ) . پيغمبر ( ص ) آيات آغاز سوره را به على ( ع ) داد و فرمود اين را ببر و روز قربانى در اجتماع مردم اعلام كن كه : « كافر داخل بهشت نمىشود ، از سال بعد مشرك حق حج ندارد ، كسى حق طواف عريان ندارد ، و هر كس عهدى با پيغمبر ( ص ) دارد تا هنگام مرگ ، حقش محفوظ است » . على ( ع ) سوار بر ناقه پيغمبر ( ص ) كه عضباء ( گوش شكافته ) نام داشت رهسپار شد و بين راه به ابو بكر رسيد . ابو بكر پرسيد :
اميرى يا مأمور ؟ على ( ع ) گفت : مأمورم ، و با هم رفتند « 1 » و ابو بكر اقامه حج كرد و على ( ع ) در روز قربانى امر پيغمبر ( ص ) را اعلام و ابلاغ نمود و چهار ماه مهلت داد كه مردم به جايگاههاى خود بازگردند و از آن پس ، هيچ عهد و پيمانى اعتبار ندارد ، مگر كسى پيمان ويژهاى با پيغمبر ( ص ) تا مدت معيّنى داشته باشد و از آن پس هيچ مشركى حق حج ندارد و هيچ كس عريان طواف نكند . عهد عمومى اعراب اين بود كه در ماه حرام ، خوف بر كسى نيست .
( 2 )
پيشنماز ماه رمضان
در الموطأ از عايشه نقل شده كه پيغمبر شبى در مسجد بود . عدهاى در نماز ( مستحب ) به وى اقتدا كردند و همچنين شب بعد و در شب سوم و چهارم جمعيت زياد جمع شد . در شبهاى بعد پيغمبر ( ص ) نيامد . سبب پرسيدند ، فرمود : تنها دليلش اين بود كه ترسيدم اين در ماه رمضان براى شما فريضه شود . در همان كتاب آمده است عمر شبى در ماه رمضان [ چند سال بعد ] به مسجد رفت ، ديد مردم تك تك يا در گروههاى كوچك ، به طور پراكنده نماز ( مستحب ) مىخوانند . او با خود گفت بهتر است اينها را بر يك قارى مجتمع كنم . پس به
هامش
( 1 ) . بر اساس روايات شيعى ، ابو بكر معزول شد و امام على ( ع ) منصوب گرديد .