گرامىترين خلق است نزد او . با هر كه مىنشست ، تا او ارادهء برخاستن نمىكرد ، بر نمىخاست .
( 1 ) هر كه حاجتى از او مىطلبيد ، اگر مقدورش بود روا مىكرد ، و گرنه به سخن نيكى و وعدهء جميلى او را راضى مىكرد . خلق صميمىاش همهء خلق را فرا گرفته بود و همه كس نزد او در حق مساوى بودند . مجلس شريفش مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود ؛ صداها در آن بلند نمىشد و بدى كسى در آن گفته نمىشد و بدى از آن مجلس مذكور نمىشد و اگر از كسى خطايى صادر مىشد ، ذكر نمىكردند و همه با يكديگر در مقام عدالت و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوا و پرهيزكارى وصيت مىكردند و با يكديگر در مقام تواضع و فروتنى بودند .
( 2 ) از پيران دلجويى ، و بر خردسالان رحم مىكردند و صاحب حاجت را بر خود پيش مىداشتند و غريبان را رعايت مىكردند . سيرت آن حضرت ( ص ) با اهل مجلس چنان بود كه پيوسته گشادهرو و نرمخو بود و كسى از همنشينى او متضرّر نمىشد و درشتخو و درشتگو نبود و صدا بلند نمىكرد و فحش نمىگفت و عيب مردم نمىگفت و بسيار مدح مردم نمىكرد . اگر چيزى واقع مىشد كه مرضى نبود ، تغافل مىفرمود و كسى از او نااميد نبود و اميد كس از او قطع نمىشد . با كسى مجادله نمىكرد ، بسيار سخن نمىگفت و چيزى كه فايده نداشت متعرض آن نمىشد و كسى را مذمت و احدى را سرزنش نمىكرد و عيبها و لغزشهاى مردم را تفحص نمىفرمود و سخن نمىگفت ، مگر در امرى كه اميد ثواب در آن داشت .
چون سخن مىفرمود ، اهل مجلس او سر به زير مىافكندند و ساكت و ساكن بودند كه گويا پرندهاى بر سر ايشان نشسته است و در خدمت آن حضرت منازعه در سخن نمىكردند و چون يكى از ايشان سخن مىگفت ، ديگران خاموش مىشدند و سخن او را گوش مىدادند تا از سخن خود فارغ مىشد و بر خلاف سخن او سخن نمىگفتند . آن حضرت با اهل مجلس در خنده و تعجب موافقت مىنمود و بر آداب خلاف غريبان و اعرابيان صبر مىفرمود .
آن حضرت خود مىفرمود : هر حاجتمندى را نزد من بياوريد . ثنا آن حضرت را خوش نمىآمد ، مگر از كسى كه احسانى به او رسيده باشد . سخن كسى را قطع نمىفرمود ، مگر از حدّ تجاوز كرده باشد . پس نهى مىكرد او را يا برمىخاست . سكوت آن حضرت بر چهار
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: عبد الحي الكتاني
ص٤٠٤