تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مىآمد از براى خدا بسيار مبالغه و اهتمام مىنمود ، و چون شاد مىشد ديده بر هم مىگذاشت و بسيار اظهار فرح نمىكرد و اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و كم بود كه صداى خندهء حضرت ظاهر شود و گاه دندانهاى نورانىاش مانند دانه‌هاى تگرگ ظاهر مىشد در خنديدن . ( 1 ) چون به خانه مىرفت ، اوقات شريف خود را سه قسمت مىكرد : جزئى براى عبادت حق تعالى ، جزئى براى زنان و اهل خود ، و جزئى براى خود ، و جزئى كه براى خود گذاشته بود ، بر مردم قسمت مىنمود و هيچ از ايشان ذخيره نمىفرمود و اول صرف خواص مىكرد و بعد از آن مشغول عوام مىگرديد و هر كس را به قدر علم يا فضيلت در دين زيادتى مىداد و در خور احتياج متوجه ايشان مىشد و آنچه به كار ايشان مىآمد و موجب صلاح امت بود ، براى ايشان بيان مىكرد و مكرر مىفرمود : حاضران آنچه از من مىشنوند به غايبان برسانند ، و مىفرمود برسانيد به من حاجت كسى كه نتواند رسانيد ، به درستى كه هر كه برساند به سلطانى حاجت كسى را كه قادر به رساندن حاجت خود نباشد ، حق تعالى قدمهاى او را در قيامت ثابت گرداند . ( 2 ) دلدارى مردم مىنمود و از ايشان گريزان نبود . كريم هر قومى را گرامى مىداشت و او را بر آن قوم والى مىگردانيد . از شر مردم در حذر بود ، اما از ايشان كناره نمىگرفت و خوش‌رويى و خوش‌خويى را از ايشان دريغ نمىداشت و جستجوى اصحاب خود مىنمود و از احوال ايشان سراغ مىگرفت و از مردم آنچه شايع است در ميان ايشان مىپرسيد . نيك آن را تحسين مىنمود و تقويت مىفرمود و بد را قبيح مىنمود . امورش همه معتدل بود و افراط و تفريط و اختلاف در كارهايش نبود و هرگز از احوال مردم غافل نمىشد كه غافل شوند و به سوى باطل ميل كنند . ( 3 ) در حق كوتاهى نمىكرد و از آن نمىگذشت و نيكان را نزديك خود جاى مىداد و برترين مردمان نزد او كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگ‌ترين مردم نزد او كسى بود كه مواسات و يارى به مردم بيشتر كند . آداب مجلس آن حضرت چنين بود كه در مجلس نمىنشست و بر نمىخاست ، مگر به ياد خدا ، و در مجلس جاى مخصوصى براى خود قرار نمىداد ، و نهى مىفرمود از اين ، و چون داخل مجلسى مىشد ، در آخر مجلس كه خالى بود مىنشست و مردم را به اين امر مىفرمود و به هر يك از اهل مجلس خود ، بهره‌اى از اكرام و نظر و التفات مىرسانيد و چنان معاشرت مىفرمود كه هر كس را گمان آن بود كه