تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
زمينى بزرگ و خانه‌اى به اقطاع به دو داد و سندر تا زمان عبد الملك مروان زنده بود . محمد بن ربيع جيزى در كتاب الصحابة الذين دخلوا مصر گويد : مردم مصر دو حديث از سندر روايت مىكنند . ( 1 )

دربارهء مخنّثان

مخنّث نرم صفت است و زنان را دوست ندارد و خود در خلقت و حركات شبيه زنان است . در صحيح بخارى آمده است : مخنّثى در خانهء پيغمبر ( ص ) بود يا نزد خانواده پيغمبر ( ص ) رفت و آمد مىكرد كه مىپنداشتند از امر زنان چيزى نمىداند ، تا آنكه روزى به عبد الله بن ابى اميمه ( يا خالد بن وليد ) گفت : هرگاه طائف را فتح كرديد ، آنجا نزد دختر غيلان برو و به طور شهوت‌انگيزى توصيفش كرد . پيغمبر ( ص ) فرمود : اين را ديگر به خانه راه ندهيد . نام اين مخنّث را « هيث » يا « مانع » ذكر كرده‌اند . احتمال هم هست كه اين دو اسم متعلق به دو نفر باشد ؛ بعضى هرم را نيز افزوده‌اند . از اين حديث بر مىآيد كه مؤنث نمايان و مخنثان مشكوك را بايد از خانه بيرون كرد يا تبعيد نمود . از همين حديث بر مىآيد كه حرام است مردى تعمدا تشبه به زنان جويد يا زنى تعمدا تشبه به مردان جويد . در صحيح بخارى آمده است كه پيغمبر ( ص ) مردان مخنث و زنان مردنما را لعنت كرد . در مورد هيث آورده‌اند كه بر زنان پيغمبر ( ص ) وارد مىشد و يك كنيز عرب را به طور شهوت‌انگيزى وصف مىكرد . پيغمبر ( ص ) فرمود : من گمان نمىكردم اين خبيث از اين حرفها بداند و او را به خاخ تبعيد فرمود . « 1 » بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) ، شش تن از مخنثان در مدينه بودند . در الاصابه احوال انجشه آمده است كه از مخنّثين بود و پيغمبر ( ص ) او را اخراج فرمود ، و عمر نيز مخنث ديگرى را اخراج كرد . نيز آورده‌اند مخنّثى در مدينه بود به نام « انّه » ؛ روزى عايشه به دو گفت : زنى به ما سراغ بده كه براى عبد الرحمن بن ابى بكر بگيريم ، « انّه » زنى را بطور شهوت‌انگيزى وصف كرد و پيغمبر ( ص ) شنيد . وى را از مدينه به حمراء الاسد تبعيد كرد و فرمود : جز در ايام عيد ميا . نيز آورده‌اند پيغمبر ( ص ) دستور داد هيث را كتك بزنند .
هامش
( 1 ) . شهاب البربير ، الشرح الجلى ، ص 231 .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 400 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو