براى شخص غير متمكن ( در علم و ايمان ) ، يا شخص متمكن است كه مصلحتى دينى در نظر ندارد . سخاوى كتابى در تحريم نقل از تورات و انجيل تأليف كرده ، در حالى كه بقاعى مناسبات القرآن را نوشت و قسمتهايى از تورات و انجيل را در آن نقل كرد و در حالى كه بعضى فتوا دادند آن كتاب به آب شسته شود ، مناوى بر آن تقريظ نگاشت و به عبد اللّه بن عمرو عاص استناد نمود كه صفت پيغمبر ( ص ) را از تورات نقل مىكرد . آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) براى احترام تورات از جابر خاست و اين دلالت دارد بر احترام گذاشتن به همهء كتابهاى آسمانى و قرآن كريم .
( 1 ) بر محيى الدين بن عربى ايراد گرفتهاند كه فتواى حنفيه را در مكروه بودن قرائت تورات و انجيل بر شخص جنب ، نقل كرده است . عبد الغنى نابلسى كه كتاب الرد المتين على منتقص الشيخ محيى الدين را در تأييد ابن عربى نوشته ، مىگويد : تورات و انجيل كه از اول تا آخر تغيير نكرده و بيشترش كلام خداست ، و آن مقدار كه تحريف شده ، معيّن نيست و چون بيشتر آن واجب التعظيم است ، پس احتياط اين است كه شخص جنب ، تورات ، انجيل ، زبور و همچنين كتابهاى تفسير را لمس نكند . اينكه در بعضى فتواها توهين به اوراق تورات و انجيل را جايز شمردهاند ، گزافهاى بزرگ است ؛ زيرا اگر آن كتابها با نزول قرآن نسخ شده ، حكمش مثل آيات منسوخهء خود قرآن است كه كلام خداست ( و احترامش واجب است ) .
علما در جواز دعا و تعويذ گرفتن از اهل كتاب اختلاف دارند . أبو بكر ( ؟ ) تجويز كرده و مالك از آن اكراه دارد ، مبادا از آيات تحريف شده بنويسند . آنان كه تجويز مىكنند ، مىگويند در اين مورد غرضى وجود نداشته كه آيه تعويض شود . ابن عبد البر گويد : وقتى ذمى براى مسلمان دعا و تعويذ از كلمات اللّه و اسماء اللّه بنويسد ، اشكالى ندارد .
( 2 )
از صحابه آن كه بندهء آزاد شده بود و عمر او را شايستهء خلافت مىدانست
عمر ، از سالم ، مولاى حذيفه كه از نيكان و بزرگان صحابه و جزء قاريان ، و از پيشنمازان در زمان پيغمبر ( ص ) شمرده مىشد ، ستايش بسيار مىنمود و موقعى كه جان مىسپرد ، گفت :
اگر سالم ( يا ابو عبيدة بن جراح ) زنده بودند ، خلافت را در شورا قرار نمىدادم و به يكى از اين دو واگذار مىكردم ( ! ) . از پيغمبر ( ص ) روايت است كه خدا را شكر مىكرد كه كسى مانند سالم را در امت او قرار داده است ( ! ! ) .