شريك من باشى . عبد الله گفت : اگر همهء ما يملك خود را بدهى كه من يك چشم به هم زدن از دين محمد ( ص ) برگردم ، اين كار را نمىكنم . ملك روم گفت : در اين صورت تو را مىكشم و حكم كرد به صليبش بستند و به سوزاندن با آب جوش تهديدش كردند ، عبد الله نپذيرفت .
ملك روم گفت : اگر سر مرا ببوسى ، تو را و همهء اسيرانتان را آزاد مىكنم . عبد الله آن كار را كرد و با همهء اسيران آزاد شده ، نزد عمر بازگشت و ماجرا را بيان نمود . عمر گفت : رواست كه همهء مسلمانان سر عبد الله بن حذافه را ببوسند و خود برخاست و بوسيد . ابن الهندى نيز اين قصه را در كنز العمال « 1 » آورده است .
( 1 )
از صحابه آنان كه ريش نداشتند
عبد الله بن زبير ، قيس بن سعد بن عباده ، شريح قاضى و احنف بن قيس ريش نداشتند و سه تن از اين چهار تن ، صحابىاند . در الاستبصار ابن قدامه آمده است كه انصار مىگفتند : اموال خود را بدهيم و براى قيس ريش بخريم . قيس با آنكه ريش نداشت ، خوش قيافه بود .
( 2 )
دربارهء اختهها
اول كسى كه در عالم اسلام اختهها را به خدمت گرفت ، معاويه بود و همو اول كسى است كه در مسجد جامع ، مقصوره ( جاى مخصوص امام كه از مأمومان جداست ) تعيين كرد و نگهبان براى خود بر گماشت و چند اسب حاضر يراق هميشه برايش آماده بود و منبر پانزده پلهاى تهيه كرد . البته آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) يك خادم خواجه داشت و خدا داند كه به طور طبيعى خواجه بود . عموم علما به خدمت گرفتن خواجهها را كريه و مكروه شمردهاند . نخستين كسى كه خواجهها را در حرمين به خدمت گرفت ، صلاح الدين ايوبى است .
در رسالهء آكام العقيان فى احكام الخصيان سيوطى آمده است كه از جملهء صحابه ، مأبور و سندر ( غلام زنباع جدامى ) خواجه بودند و آورده است كه سندر به پيغمبر ( ص ) عرض كرد :
دربارهء من توصيهاى بفرما ، فرمود : رعايت تو را بر هر مسلمانى توصيه مىكنم . بعد از پيغمبر ( ص ) ، سندر نزد أبو بكر آمد و أبو بكر او را تكفل كرد . سپس نزد عمر آمد ، عمر گفت :
اگر خواهى نزد من بمان كه براى تو مستمرى تعيين كنم ، و گرنه هر جا كه دوست دارى برايت سفارش نامه بنويسم ، و سندر مصر را برگزيد و نزد عمرو عاص رفت . در آنجا عمرو عاص
هامش
( 1 ) . متقى هندى ، كنز العمال ، ج 7 ، ص 62 .