سنگسار نمىشود . « 1 »
نيز از عمر نقل است كه چون روز قيامت عالمان حاضر شوند ، معاذ پيشاپيش آنهاست .
عبد اللّه بن مسعود دربارهء معاذ با اقتباس از آيهء قرآن مىگفت : ان معاذا كان امّة قانتا للّه . گفتند خدا فرموده : «
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ . . .
» « 2 » گفت : « امّة » ، يعنى آنكه قابل اقتدا و پيروى است ، و قانت ، يعنى مطيع خدا و معاذ چنين بود . چون در زمان أبو بكر ، معاذ به شام رفت ، عمر از أبو بكر خواست معاذ را بازدارد ، أبو بكر نپذيرفت . معاذ در زمان پيغمبر ( ص ) و ابو بكر براى اهل مدينه فتوا مىداد .
از ابن عباس مرفوعا نقل است كه هر امتى عالمى دارد و عالم اين امت ، عبد اللّه بن عمر است . مؤلف گويد : بيشتر سلسلههاى فقه مالكى و حنبلى به عبد اللّه بن عمر ، و بيشتر سلسلههاى فقه حنفى به ابن مسعود ، و سلسلههاى فقه شافعى به ابن عباس ، و موارد ديگر ، به ديگر صحابه منتهى مىشود .
( 1 )
از صحابهاى كه به جود معروف بودند
( 2 ) سعد بن عباده ، سرور خزرجيان كه بين صحابه « كامل » لقب داشته ، خودش و پدرش و جدش به جود معروف بودند و هر روز ندا داده مىشد كه هر كس چربى دوست دارد ، به كلبه دليج بن حارثه بيايد و كاسههاى سعد همراه پيغمبر ( ص ) در خانهء زنانش گردش داشت . آوردهاند هر يك از صحابه ، يك يا دو يا چند تن از اهل صفّه را شام مىداد و سعد هر شب هشتاد نفر را . سعد مىگفت : خدايا ، بزرگى جز به كردار نيست و كردار جز با مال نيست . خدايا ، من به درد مال كم نمىخورم و مال كم به درد من نمىخورد . گفتهاند : در خاندانى از انصار نيست كه چهار تن پشت سر هم صاحب سفره باشند مثل قيس ، سعد ، عباده و دليج .
( 3 ) گويند قيس مريض شد و طلبهاى فراوان از اشخاص داشت و خجالت مىكشيدند به عيادتش بيايند ؛ منادى فرستاد كه هر كس بدهى به قيس دارد ، حلال كرده است .
عيادت كنندگان هجوم آوردند ؛ چنان كه پلهء خانهاش را براى بالا رفتن و ملاقات او شكستند .
آوردهاند كه يك سال سعد جهاد مىكرد و يك سال قيس . از قضا در سالى كه سعد جهاد مىكرد ، مهمانان زيادى براى پيغمبر ( ص ) رسيد و خبر به سعد رساندند . سعد گفت : اگر
هامش
( 1 ) . منابع شيعه و سنى ، از جمله شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و نظم درر السمطين در اين قصه به جاى معاذ ، نام على ( ع ) را ذكر مىكنند .
( 2 ) . نحل ، 120 .