تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
فتواهاى اينان ، جزوه‌اى فراهم آورد . بقى بن مخلد ، فتواهاى صحابه ، تابعين و تابعين تابعين را گرد آورده و كتابش بر المصنف عبد الرزاق و سعيد بن منصور فزونى دارد و در قواعد اسلام بىنظير است . ( 1 )

از صحابه آن كه حبر الامّه لقب يافت

ابى قيم از ابن حزم نقل مىكند كه مجموعهء فتواهاى ابن عباس ، هفت مجلّد مىشود . احمد حنبل گويد : فتواهاى ابن عباس از همه بيشتر بود و صحابه به دو حوالت مىدادند . گويند پيغمبر ( ص ) او را دعا كرده بود كه « خدايا ، وى را علم كتاب ، فقه و تأويل بياموزان » . ابن عمر گفت : ابن عباس ، داناترين بازماندگان به قرآن است . أبو بكرة گويد : در حشمت ، علم ، بيان و زيبايى در عرب چون او كسى نبود . عايشه ، ابن عباس را « بحر » مىناميد و مىگفت : داناترين مردم به حج است . از عطاء نقل است كه ابن عباس را بحر مىناميد و مىگفت : « قال البحر . . . » . نيز او را « حبر الامّة » ، « حبر العرب » ، « ترجمان القرآن » و « ربّانى الامة » ناميده‌اند . در الاستيعاب آمده است كه عمر ، ابن عباس را دوست داشت و به خود نزديك مىكرد و با او مشورت مىنمود و مىگفت : ابن عباس ، جوان‌ترين كامل مردان است ، زبانى پرسشگر و دلى خردور دارد . طاووس گويد : پانصد تن از صحابه را ديدم كه هر يك در فتوايى مخالف ابن عباس بودند و سرانجام قولشان بر نظر او قرار گرفت . گويند يك سال با معاويه به حج رفت ، معاويه موكبى داشت و ابن عباس نيز موكبى از علم‌آموزان . ( 2 ) ابن عبد البر از عطاء نقل مىكند كه از ابن عباس عده‌اى شعر ، انساب و وقايع عرب مىپرسيدند و جمعى فقه ، و او جواب دلخواه هر گروه را مىداد . آورده‌اند يعلى بن امية ، نامه‌اى از يمن به عمر نوشته ، مسأله‌اى پرسيده بود ، ابن عباس آن را جواب داد و عمر گفت : گواهى مىدهم كه تو از خاندان نبوتى . از على بن ابى طالب ( ع ) نقل است كه دربارهء هوش و خرد ابن عباس گفت : گويى از پشت پردهء نازكى به غيب مىنگرد . در طبقات الحفاظ از اعمش نقل شده كه على ( ع ) ابن عباس را بر حج گماشت و او خطبه‌اى ايراد كرد كه اگر ترك و روم مىشنيدند ، مسلمان مىشدند . ( 3 ) ابن القيم گويد : احاديثى كه ابن عباس شخصا از پيغمبر ( ص ) شنيده ، بيست حديث نمىشود ؛ اما علم و فقه ابن عباس دنيا را پر كرده است . ابن حزم گويد : اينكه مجموعهء